احمد بن محمد ميبدى

16

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

و اميرى اميران قيدى گردانند و بر پاهاى ايشان نهند ، و از نهاد هريكى دوزخى برآرند و عقوبت كنند ، گناهكاران را خيمهء اندوه و پشيمانى زنند و بر قدر مايهء هركسى با وى معامله كنند و داد ستم كشيده از ستمگر بستانند ، آن‌چنان‌كه نه مزد مظلوم از آنچه سزاى او است بكاهند و نه بر كيفر ظالم از آنچه جزاى او است بيفزايند . سوره 18 آيه 51 51 - ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . آيه . خداوند در اين آيت از استغناء جلال خود خبر مىدهد و وحدانيّت و فردانيّت خود به كمال عزّت خود به خلق مىنمايد كه نيستها را هست‌كننده منم ، و از نبود ، بودآورنده منم ، و از آغاز نوسازنده منم ، چون آسمان و زمين را آفريدم تنها خود بودم ، بىيار و دانا بودم ، بىعلّت و توانا بودم بىحيلت ، نه مرا انباز بود و نه كس با من يار ، بىنياز از خلق در كردگارى ، و يكتا و يگانه به حقّ در آفريدگارى . لطيفه : خداوند مىفرمايد : اى مرد طالب ، اگر نشانى از ما مىطلبى ، اين آسمان رنگارنگ كه بر يكدگر بىعمادى برداشته ، نشان قدرت ما است ! و اين زمين خاكى كه بر آب بداشته بيان حكمت ما است ! اكنون در اين نشان قدرت و بيان حكمت ما نظاره مىكن و شناخت جلال عزّت ما را بر ما حوالت مىكن كه نه آن بر حد فهم خردمندان است و نه جاى مشورت دانايان ! و نه درگاه تأويل عالمان تفسير لفظى [ آيات 60 الى 82 ] 60 - وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً . ياد كن ( اى محمّد ) هنگامى كه موسى بشاگرد خويش ( يوشع ) گفت خواهم رفت تا به دو دريا برسم ( يعنى تا به خضر رسم ) يا آنكه هفتاد هشتاد سال بپيمايم ( تا عاقبت به او رسم ) . 61 - فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَباً . پس چون به دو دريا ( درياى فارس و روم در شرق مديترانه ) رسيدند ماهى خويش را فراموش كردند ، و ماهى راه دريا گرفت و در آب شد ( به‌طورىكه در روى آب نمايان و اثر شكافى در آب پديد آمده بود ) . 62 - فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً . چون از آنجا برگذشتند و راه فزونى رفتند ، موسى به يوشع شاگرد خود گفت : چاشت ما را بيار كه از اين مقدار افزونى كه راه رفتيم سخت ماندگى ديديم . 63 - قالَ أَ رَأَيْتَ إِذْ أَوَيْنا إِلَى الصَّخْرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ الْحُوتَ وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ وَ اتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ عَجَباً . يوشع گفت ديدى آن وقت كه در پناه سنگ بوديم ، من ماهى را آنجا فراموش كردم ، و بر من فراموش نكرد كه تو را آگاه كنم مگر شيطان ( ديو ) و ماهى ( زنده شد ) در آب راه خويش را گرفت گرفتنى شگفت ! 64 - قالَ ذلِكَ ما كُنَّا نَبْغِ فَارْتَدَّا عَلى آثارِهِما قَصَصاً . موسى گفت : آنجا كه ماهى گذاشتى ما هم آنجا مىجستيم ، ( و مقصد ما آنجا است ) پس به بازپىجوئى برگشتند و بر پىجويان شدند ! 65 - فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً . پس يكى از بندگان ما را ( خضر ) يافتند كه او را از رحمت خويش دانش داديم و از نزد خويش او را دانش آموختيم « 1 » . 66 - قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً . موسى گفت : آيا اجازه مىدهى كه ! من پيرو تو باشم تا مرا از آنچه كه خود آموخته‌اى به راستى بياموزى ؟

--> ( 1 ) در بعضى كتابها نوشته‌اند كه نام خضر بلياء بوده و خضر لقب او است و مادرش رومى و پدرش فارسى ( اهل ايران ) بوده است و بعضى او را نبىّ و برخى او را ولىّ مىدانند . و گويند خضر و الياس ( پيغمبر بنى اسرائيل ) هر دو زنده هستند و هر سال در عرفات به يك دگر مىرسند و تا قرآن باقى است آنها هم باقى هستند !