احمد بن محمد ميبدى

10

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

در متعارف گويند فلان كس در بلائى گرفتار بود كه اگر تو بديدى بىهوش گشتى ! پس خداوند خواست تا مصطفى را بزرگ گرداند تا خلق به چشم بزرگداشت به ايشان نگرند . عالمان طريقت و خداوندان معرفت گويند : بناى كار تصوّف ( صوفيگرى ) بر روش و سيرت اصحاب كهف نهاده‌اند كه اساس آن عبارت است از : تحقيق قصد ، و تجريد ارادت و همّت ، و عزلت از خلق ، و اسقاط علاقت ، و اخلاص در دعوت و انابت ، از خود بيزار و از جهان آزاد ، و به حقّ شاد ، از تحكّم خويش و پسند خويش بازرسته و دست نياز به درگاه بىنياز زده ، گهى از صولت هيبت سوزان و گدازان ، گهى در نسيم انس شادان و نازان ! عارفان شيرين گفتار و خداشناسان نازنين رفتار گويند : خداوند با اصحاب كهف آن كرد كه مادر با فرزند كند ، بدين‌گونه كه : نخست او را گهواره سازد ، پس بخواباند پس بجنباند ، آنگه مگس را پراند ، سپس شير دهد تا بيارامد . خداوند هم با ايشان همان كرد : اوّل غار را برايشان چون گهواره كرد كه ( وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ . . . ) پس آنها را بخوابانيد كه ( فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ . . . ) سپس آنان را بجنبانيد كه ( وَ نُقَلِّبُهُمْ ذاتَ الْيَمِينِ . . . ) آنگاه رنج آفتاب از آنان دور ساخت كه ( وَ تَرَى الشَّمْسَ . . . ) در آخر آنها را شربت رحمت چشانيد كه ( يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ . . . ) تفسير لفظى [ آيات 23 الى 31 ] 23 - وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً . مگوى ( اى محمّد ) براى هيچ چيز و هيچ كارى ، كه من فردا خواهم كرد . 24 - إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ وَ قُلْ عَسى أَنْ يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هذا رَشَداً . مگر كه گوئى : اگر خدا بخواهد ، و اگر ( گفتن آن جمله ) را فراموش كردى ، آنگاه كه يادت آمد آن را بگوى ، و بگو : مگر خداوند مرا رهبرى كند مر آنچه را كه راست‌تر و نيكوتر است از آنچه كه از من مىپرسيد . 25 - وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً . و آنان در غار خود ماندند در مدّت سيصد سال و نه سال بر آن بيفزودند « 1 » . 26 - قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَداً . بگو اى محمّد ، خداوند داناتر است به آن درنگ كه ايشان كردند ، و خداوند راست ناپيداهاى آسمانها و زمين ، چه بينائى و چه شنوائى كه او راست ! نيست آنان را جز خداوند يارى و كسى در حكم خداوند شريك نيست . 27 - وَ اتْلُ ما أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنْ كِتابِ رَبِّكَ لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ لَنْ تَجِدَ مِنْ دُونِهِ مُلْتَحَداً . بخوان ( اى پيغمبر ) آنچه از سوى خدا به تو پيغام آمد ، سخنان خدا را بدل‌كننده‌اى نيست ، و هرگز جز او پناهى و پشتيوانى نيابى . 28 - وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ وَ لا تَعْدُ عَيْناكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا . و شكيبائى ده خويشتن را با كسانى كه خداى خود را هر بامداد و شامگاه مىخوانند و در آنچه مىكنند خدا را مىخواهند و تو دو چشم را از ايشان مگردان كه رموز اين جهانى و آرايش آن را بخواهى ! وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً . و فرمان‌بردار و سخن‌نيوش مباش كسى را كه ما دل او را از ياد خويش غافل ساختيم و او بر پى هواى نفس خويش ايستاد و كار او تباه شد ! 29 - وَ قُلِ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكُمْ فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ إِنَّا أَعْتَدْنا لِلظَّالِمِينَ ناراً أَحاطَ بِهِمْ سُرادِقُها . و بگو پيغام و سخن راست از جانب خداوند است ، هركه خواهد ايمان آورد و هركه خواهد كافر گردد ، ما براى

--> ( 1 ) ظاهرا ، نه سال ، تفاوت ماه شمسى و قمرى است كه تقريبا هر صد سال سه سال تفاوت مىكند .