احمد بن محمد ميبدى
53
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
گفتند اى درويش از كجا بيامدى و چندى است كه در راهى ؟ گفت هفت سال است كه از وطن خود بيامدم جوان بودم در اين راه پير گشتم و هنوز به مقصد نرسيدم ، اى مسكين كمى تأمّل كن ، در خانهاى كه نسبت به او دارد چون خواهى كه به وى رسى ؟ چندت بايد بار بلا كشيد ، و جرعهء محنت بايد نوش كرد و جان بر كف بايد نهاد ، آنگه باشد كه رسى و باشد كه نرسى ، پس طمع دارى كه با اين سرمايهء كم آسان آسان به حضرت ذو الجلال و مشهد وصال برسى ! هيهات هيهات ! نتوان گفتن حديث خوبان آسان * آسان آسان حديث ايشان نتوان [ آيات 130 - 126 ] ( تفسير لفظى ) 126 - وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ قالَ وَ مَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذابِ النَّارِ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ . ياد بياور وقتى كه ابراهيم گفت خداوندا ، اينجا را شهرى ساز امنوامان و روزى ده مردم آن را از ميوهها ، آن كسانى كه به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردهاند ، گفت كافران را هم اندكى برخوردار كنم پس از آن آنها را گرفتار آتش سازم ، كه بدفرجام و عاقبتى است ! 127 - وَ إِذْ يَرْفَعُ إِبْراهِيمُ الْقَواعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَ إِسْماعِيلُ رَبَّنا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل پايههاى خانهء خدا را بالا مىبردند ، مىگفتند : خدايا ، از ما بپذير كه توئى شنوا و دانا . 128 - رَبَّنا وَ اجْعَلْنا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِنا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَ أَرِنا مَناسِكَنا وَ تُبْ عَلَيْنا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ . خداوند هر دو ما را مسلمان گردان و از فرزندان ما هم گروهى مسلمان گردننهادگان خود را ( مسلمان گردان ) ، و مناسك حجّ ما را به ما بياموز و توبهء ما را بپذير ، كه توئى توبهپذير و بخشندهء مهربان . 129 - رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ . خداوندا بفرست در ميان آنها رسولى از خودشان كه دانش كتاب دين و حكمت به آنها بياموزد و آنان را هنر افزايد و پاك كند كه تو با عزّت و حكمتى ! 130 - وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِيمَ إِلَّا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ . كيست كه بازگردد از كيش ابراهيم ، مگر كسى كه خويشتن ناشناس و سبكخرد باشد ، چون خود ما او را در دنيا برگزيديم و در آخرت از شايستگان و نيكان است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 126 - وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ . . . : اين درخواست خليل هم از روى ظاهر بود هم از روى باطن ، در ظاهر آنست كه گفت : خدايا هركه در اين شهر باشد ( مكّه ) وى را ايمن دار بر مال و جان خويش و دشمن را بر او چيره نكن ، در باطن گفت : بار خدايا ، هركه در اينجا شود ، او را از عذاب خود ايمن گردان و به آتش دورى و جدائى مسوزان ،