احمد بن محمد ميبدى

42

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

سخنهاى هويدا و راست و به آنها كافر نشوند مگر زشت‌كاران و فاسقان كه پذيرفته نشده‌اند ! 100 - أَ وَ كُلَّما عاهَدُوا عَهْداً نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ . و هر وقت با آنها پيمانى ببندند گروهى از آنان پيمان را بيفكنند و بشكنند بلكه بيشتر آنان ناگروندگانند . 101 - وَ لَمَّا جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ كِتابَ اللَّهِ وَراءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ . و هرگاه فرستاده‌اى از سوى خدا نزد آنها مىآمد كه گواهىكنندهء كتاب آنها بود ، گروهى از آنان كه تورات داشتند آن كتاب خدا را پشت سر انداختند گوئى نمىدانند كه آن كلام خداوند است ! 102 - وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ . آنگاه پيروى كردند چيزهائى كه در عهد سليمان شيطانها بر مردم مىخواندند درحالىكه سليمان هرگز كافر نبود ولى شيطانها كافر شدند كه جادو به مردم مىآموختند و آنچه كه بر آن دو فرشته بنام هاروت و ماروت نازل شده بود درصورتىكه آن دو فرشته كسى را نمىآموختند مگر آنكه به آنها مىگفتند ما از سوى خدا آزمون مىدهيم و تو بپذيرفتن باطل كافر مشو ، پس آنها ياد مىگرفتند از آن دو فرشته چيزهائى كه ميان زن و شوهر را جدائى مىافكند و آنها به كسى زيان نمىرسانيدند ! مگر به اذن خداوند و خود آن مردم چيزهائى ياد مىگرفتند كه براى آنها زيان داشت و سودى در دين آنها نداشت و نيك دانستند كه از اين آموختن‌هاى سحر و جادو در آخرت براى آنها سودى و فايده‌اى نخواهد داشت و هرآينه بد متاعى بود كه خريدند و خويشتن را به بد چيزى بفروختند اگر بدانند « 1 » .

--> ( 1 ) داستان هاروت و ماروت - مفسران نوشته‌اند كه هاروت و ماروت دو نام سريانى است و دو فرشتهء آسمانى هستند و علت آمدن آنها بر زمين آن است كه مردم در زمين ستمها كردند و ناموسها دريدند و شراب خوردند و مستيها كردند و زنا كردند ! فرشتگان به خدا عرض كردند : خدايا ، بندگان را آفريدى كه تو را نافرمانى كنند ؟ خداوند فرمود : اگر آن نيروى شهوت كه در آنها است در شما بود شما همچنين مىكرديد ؟ گفتند : خداوندا ، ما را نسزد كه نافرمانى كنيم و خلاف امر تو رفتار نمائيم ! خداوند فرمود از ميان خودتان دو فرشته برگزينيد تا من در آنها شهوت آفرينم ! آنان هاروت و ماروت را برگزيدند كه از همه پارساتر بودند ! خداوند در آنها نيروى شهوت آفريد و روانهء زمين كرد تا در ميان مردم داور و كارگزار باشند ! و خداوند به آنها سفارش كرد كه شرك مياوريد ، خمر نخوريد ، زنا مكنيد ، آدم مكشيد ، گوشت خوك مخوريد ، و در داورى ستم و بىداد مكنيد ! ! ايشان به زمين آمدند و روز كارسازى مردم مىكردند و شب به آسمان بازمىگشتند ! روزى زنى زيبا زهره نام با طرف خود نزد آنها به داورى آمد ، گويند اين زن پادشاه‌زاده‌اى از كشور پارس بود ، فرشتگان چون زيبائى او را ديدند در دل هواى زن كردند و داورى را بتأخير انداختند و او را در خانهء خود دعوت كردند تا كام دل از او گيرند ! آن زن سر باززد و گفت : اگر شما را از من مرادى است ، نخست بايد مانند من بت‌پرست شويد و آدم بكشيد و شراب بنوشيد آنها گفتند اين كارها از ما به دور است و ما نتوانيم انجام دهيم ، سه بار اين گفتگو ميان آنان بود تا بار سوم كه شهوت كار خود را كرد گفتند از آن چهار كار كه گفتى شراب خوردن براى ما از همه آسان‌تر است ! و ندانستند كه شراب مادر همهء جنايتها و گناهان است !