احمد بن محمد ميبدى

582

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

طاعت بندگان است ، مىگويد : ما را هيچ دربايست نيست خواه ايمان آوريد و خواه نه ! ما را به ايمان شما حاجت نه ، هنوز رقم وجود بر هيچ موجود نكشيده بوديم كه جمال ما شاهد جلال ما بود ، خود به خود خود را بسنده بوديم ، امروز هم كه خلق را بيافريديم همانيم كه بوديم ، بىنياز به خود پيش از سبب ، و بىنياز بر كمال پيش از طلب ! 109 - وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ . آيه . گريستن حال مبتديان است و صفت روندگان ، هركسى برحسب حال خود و هر رونده‌اى به‌اندازهء كردار خود گريد ، چنان كه توبه‌كار ، در گناه خود مىنگرد و از بيم كيفر مىگريد ، طاعت كار در طاعت خود با فترت و سستى خود مىنگرد از بيم تقصير و كوتاهى مىگريد ، عبادت كار از بيم خاتمت مىگريد كه آيا با من فردا چه كنند ؟ و عرفان كار در سابقهء ازل مىنگرد و مىگويد : كه آيا در ازل بر من چه راندند و چه قضا كردند ؟ اين همه بر راه‌روندگان است و بر ضعف حال ايشان نشان ! امّا ربودگان از خويشتن و اهل تمكين را گريه نقص باشد ! لطيفه : گويند : شيخ جنيد روزى با زن خود در خانه نشسته بود كه شبلى وارد شد زن خواست خود را از او بپوشد جنيد گفت : خود را بپوشان شبلى را از تو آگاهى نيست بنشين ! و پيوسته آن دو با هم سخن گفتند تا شبى آغاز گريستن كرد ، همان دم جنيد زن را گفت : خود را بپوشان كه شبلى به هوش آمد ! ! و از ناآگاهى بيرون شد ! 110 - قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ . آيه . اى سيّد كونين و اى مهتر خافقين با مشتاقان و صدّيقان ما بگوى كه همه ما را باشيد ، همه ما را خوانيد ، همه ما را دانيد ، به عالمان بگوى كه اسرار علم قدم ما راست نه شما را ! كه : الْعِلْمُ عِنْدَ اللَّهِ . * و جبّاران را بگوى كه جبّار آسمانها و زمين مائيم و پادشاهى و ملك‌دارى ما را سزا است نه خلق را ! با خواجگان و مهتران بگوى كه به كرم جلال ما است كه شما را از شب ديجور رستگارى مىدهيم و در روز نگاه مىداريم ! با عارفان بگوى ما از بهر مؤانست شما چنين نامه و خلعتى فرستاديم ، و ستمگران و ناپاكان را بگوى راه داد پيش گيريد چنان كه ما با شما به عدل كار كرديم و با گناهكاران امّت بگوى بر درگاه ما باشيد و اگر به اندازهء آسمانها و زمين گناه داشته باشيد ، دل از اميد فضل ما برنداريد ! كه فرداى رستاخيز با همه خلايق به عدل و داد رفتار كنيم و با گدايان امّت محمّد به فضل و رحمت ! اى محمّد : بر دوستان ما ثناى ما و ستايش ما و ذكر ما برخوان و ما را به پاكى بستاى كه روح دل و آرام جان در ذكر ما است . 111 - وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً . آيه . يعنى اى محمّد بر نعمت بزرگى كه خدا به تو داده شكر كن و آن شناسائى تو است به اينكه ما را فرزند نيست ، و سپاسگزار باش كه ما را نه فرزند نه انباز نه يار از ناتوانى نيست بلكه ما يار همه يارانيم كه به پرستش خود نزد ما عزيز هستند . پايان جلد نخست