احمد بن محمد ميبدى
579
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
100 - قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً . بگو اگر شما داراى خزانههاى پروردگار من بوديد از بيم درويشى و ندارى دستها را فرومىبستيد كه آدمى خسيس و بخيل است ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 79 - وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ . آيه . نوشتهاند كه هنگام سحر درهاى آسمانها بگشايند و مقرّبان به درگاه خداوند آيند و تسبيح و تهليل و تكبير گويند و نغمات ذكر ايشان عالم قدس را بگيرد و اندرين ساعت است كه خداوند هر حاجتى از او خواسته شود اجابت مىكند . و وقت انتشار بركات بر زمين است و آنگاه كه نسيم سحر از مطلع خويش عاشقوار نفس سرد برآرد آن ساعت درهاى بهشت باز شود و آن باد سحرگاهى با آن لطافت و راحت و لذّت از جانب بهشت عدن روان باشد . از داود پيغمبر پرسيدند : كدام وقت شب فضيلت بيشتر دارد ؟ گفت : ندانم ليكن دانم كه وقت سحر عرش مجيد به جنبش درآيد . . . ؟ پس خوشا به حال كسانى كه به وقت سحر استغفار كنند و شراب مهر به جام عشق در آن وقت بنوشند كه خداوند فرموده : محبوبترين مردم نزد من كسانى هستند كه هنگام سحر از من آمرزش خواهند . عارفى بزرگ گويد : اوّل شب منادى ندا كند كه پرستندگان خدا برخيزيد و عبادت كنيد . نيمهء شب ندا كند اى مطيعان برخيزيد و خدا را ياد كنيد ، و هنگام سحر ندا كند : آمرزشخواهان كجايند كه استغفار كنند ؟ محمّد مصطفى را فرمان آمد كه اى محمّد : مقام شفاعت در قيامت مقامى بزرگوار و مقامى محمود ، و تو را مسلّم است و راهش اين است كه به شب برخيزى و نماز كنى ، اى محمّد ، اگر خشنودى ما خواهى روز را به رسالت بگذران و اگر مقام محمود خواهى شب را به عبادت گذران و نماز شب كن . پير طريقت گفت : خدايا ، بهر صفت كه هستم برخواست تو موقوفم ، به هر نام كه مرا خوانند به بندگى تو معروفم ، تا جان دارم رخت از اين كوى برندارم ، هركس كه تو آن اوئى بهشت او را بنده است ، و آن كس كه تو در زندگانى او هستى ، زندهء جاويد است . خداوندا ، گفتار تو راحت دل است و ديدار تو زندگى جان ، زبان به ياد تو نازد ، و دل به مهر و جان به عيان . 80 - وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ . آيه . در معنى اين آيت نوشتهاند چون مصطفى را اجل نزديك آمد ، او را گفتند اى مهتر عالميان ، بساط اسلام در جهان گسترده شد ، و خورشيد نبوّت در همه جا تافته شد ، فريضه و سنّت آموختى ، يتيمان را پدرى كردى ، مهجوران را شفيع بودى ، مريدان را دليل بودى ، مردم را تربيت دادى ، جنّ و انس را خواندى ، كنون وقت آنست كه سفر مبارك پيشگيرى و گوشوار مرگ در گوش بندگى كنى و سر ببالين فنا نهى كه ما در ازل حكم كردهايم كه تو مىميرى و همگى بميرند و آنچه بر روى زمين است فانى خواهد شد . آخرين وداع مصطفى : در خبر است كه مصطفى در آن بيمارى بازپسين علىّ ( ع ) را بخواند و گفت : يا على مرا يارى ده تا به مسجد بازروم و ياران را وداع كنم ، حضرتش به يارى على به مسجد آمد و بر منبر بالا رفت و با دو چشم گريان و دل سوزان ، روى به ياران كرد و گفت : من براى شما چگونه يارى بودم ؟ چگونه رسولى بودم ؟ اكنون مرا نوبت رفتن آمده و بريد مرگ در رسيده ، در آن دم غريوى و زارى در مسجد افتاد ، ياران همه دلتنگ و رنجور ، گريان و خروشان ، همگى گفتند : نيكويارى بودى و نيكورسولى بودى كه بما آمدى ، رسول آنگاه با همه وداع كرد و به خانه بازآمد ، بسى برنيامد كه بر يد حضرت رسيد و نسيم قربت دميد ، پردهها برگرفتند و طوبى و قربى را به او نمودند ، آنگاه فرمود : بار خدايا مرا از دنيا در لباس سعادت و راستى بيرون بر و مرا به مرگ راستى بميران و به درگاه راستى فرود آر ، و روز رستاخيز از گور به راستى بيرون آر .