احمد بن محمد ميبدى

563

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

بزرگان دين گفته‌اند : خداوند در معراج محمّد كارى را كه سزاوار ربوبيّت او بود كرد و مصطفى كارى كه سزاوار عبوديّت خويش بود كرد ، عروج محمّد سزاى بشريّت او و نزول الهى سزاى الهيّت او ! و لايق ذات و صفات او « 1 » ! عروج محمّد و نزول خود هر دو را به شب خواست از بهر آنكه محمّد را حبيب خواند و معنى محبّت جز موافقت نيست . معراج به آسمانها ، او را از مسجد حرام به مسجد اقصى و از مسجد اقصى به سدرهء منتهى و منزل اعلى برد ، تا احوال قيامت را معاينه بيند ، و قواعد شفاعت ممهّد گرداند . روزى كه همه گويند : وا نفساه ، مصطفى كه ملكوت آسمانها ديده و آيات كبرى و عجايب غيب بر او نموده شده ، نترسد و هيبت و سياست آن روز در او اثر نكند و دل خود به شفاعت امّت دهد . لطيفهء عجيب : آدم پدر آدميان را فرمود : اهبط ، فرود آى ! و محمّد را گفت بالا بيا ! بر مركب همّت نشين ، و تارك اعلا را زير قدم خود نه ، از جسمانى به روحانى سفر كن ، آن‌گاه بما نظر كن ! حضرت صادق ( ع ) فرمود : شب معراج كه سيّد به حضرت رسيد ، به غايت قربت نزديكى يافت و از غايت قربت ، نهايت هيبت ديد ! تا خداوند تدارك دل او كرد و به غايت كرم و عنايت و نهايت لطف و كرامت او را به خود نزديك كرد ، و به منزل ( ثُمَّ دَنا ) رسيد و خلوت ( أَوْ أَدْنى ) يافت ، راز شنيده ، شراب محبّت چشيده ، ديدار حقّ ديده ، و از هر دوجهان رميده و با دوست بيارميده ! رفت آنچه رفت ، شنيد آنچه شنيد ، ديد آنچه ديد ، و كس را از آن اسرار خبر نه ! و عقول و اوهام از دريافت آن دور ! رازى در پردهء غيرت رفته ، بىزحمت اغيار به سمع رسول رسانده است . رازى است مرا با شب و رازى است عجب ! * شب داند و من دانم و من دانم و شب ! [ آيات 12 - 2 ] ( تفسير لفظى ) 2 - وَ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ جَعَلْناهُ هُدىً لِبَنِي إِسْرائِيلَ أَلَّا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِي وَكِيلًا . ما به موسى كتاب ( تورات ) داديم و آن را راهنماى بنى اسرائيل كرديم ، كه جز من كسى را وكيل مگيريد ( و كار آن را به ديگرى نگذاريد ) . 3 - ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً . آنان فرزندان فرزند نوح بودند و ما آنها را با كشتى نوح برداشتيم كه ما را بندهء سپاسگزار است . 4 - وَ قَضَيْنا إِلى بَنِي إِسْرائِيلَ فِي الْكِتابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الْأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيراً در كتاب ( تورات ) به بنى اسرائيل حكم كرديم و پيغام داديم و پند آموختيم و سخن گفتيم كه شما در زمين فساد خواهيد كرد و برترى خواهيد جست و از اطاعت بيرون خواهيد رفت ! 5 - فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْداً مَفْعُولًا . پس چون اوّلين وعدهء ما ( از آن دو وعده ) رسيد ، بينگيزيم بر شما بندگانى از خودمان ، داراى زور سخت تا در سرايها و تنگ جاها به جست‌وجو برانيد و اين وعده‌ايست كرده شده ! ( مقصود خرابى بيت المقدس به دست بخت‌نصر بابلى ) . 6 - ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً . آنگاه باز شما را پيروزى دهيم بر آنان و يارى كنيم شما را با مالها و فرزندان و شما را انبوهى سپاه بيشتر كنيم از آنچه كه هست ( مقصود طغيان جالوت است كه به دست داود كشته شد - يا ممكن است مقصود نجات آنها به دست گورش بزرگ باشد ) . 7 - إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً . اگر نيكوئى كنيد ، به خود نيكوئى كرده‌ايد و اگر بدى كنيد به خودتان بد كرده‌ايد و چون وعدهء سزاى آخرت رسد ! تا روى كافران اندوه پيدا كند و تا به مسجد بيت المقدّس درآيند همان گونه كه اوّل درآمدند و تا هلاك كنند گردن‌كشان را چندانكه توانند .

--> ( 1 ) اشاره به حديث : ينزل كلّ ليلة الى سماء الدّنيا است .