احمد بن محمد ميبدى
547
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
66 - وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقِيكُمْ مِمَّا فِي بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبِينَ . و شما را در چهارپايان عبرتى است آشكارا ، ما بشما مىآشامانيم آنچه در شكم آنها است از ميان سرگين و خون ، شير پاك براى آشامندگان ! 67 - وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ . و از ميوهها ( كه ما آفريديم ) از خرما و انگور شما از آنها شراب ( مى ) و روزى نيكو مىگيريد ، در اين كار نشانى است براى گروهى كه عقل دارند و درمىيابند ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 51 - وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ . آيه . اين آيت اثبات توحيد است و توحيد مايهء دين و اسلام را ركن ركين است ، بىتوحيد طاعت مقبول نيست و با شرك عبادت به كار نيست . حقيقت توحيد : بدان كه حقيقت توحيد دو باب است : يكتا گفتن و يكتا دانستن ، يكتا گفتن سرّ همهء علوم است و مايهء همه معارف ، و مبناى دين و حاجز ميان دوست و دشمن و آن را سه وصف است : نخست گواهى دادن به يگانگى و يكتائى خداوند در ذات و پاكى از زن و فرزند و انباز . دوّم - گواهى دادن به يكتائى در صفات كه در آنها بىمثل و بىمانند است ، زيرا چگونگى صفات خداوند يگانه ، نامفهوم و نامحاط و نامحدود و از حدّ اوهام بيرون است و كس نداند كه چون است . سوّم - گواهى دادن به يكتائى خداوند در نامها ، نامهاى حقيقى ازلى كه وى را حقايقند و از ديگران عاريتى آفريده ! آنچه نام خدا است ، حقيقتى است قديم و ازلى به شايستگى او ، و آنچه نام خلق است ، همه آفريده و محدث به شايستگى آنان ، چنان كه مثلا رحمن از نامهاى خدا است كه جز او را به آن نخوانند . امّا يكتا دانستن ، و آن در خدمت و در معاملت و در همّت است ، در خدمت ، ترك ريا است و رعايت اخلاص ، و در معاملت ، تصفيهء سرّ و تحقيق ذكر ، و در همّت ، گم كردن آنچه جز او است و وارستن به آزادى دل از هرچه جز او است . پير طريقت گفت : همه چيزها را عبارت آسان است و يافت دشوار ، و در توحيد ، يافت آسان است و عبارت دشوار ، عبارت توحيد از عقل بيرون است و عين توحيد از توهّم مصون ، و حادث در ازلى گم است ! توحيد آنست كه جز از يكى نبود ! معروف بود ، عارف نبود ! مقصود بود قاصد نبود . موحّد آنست كه او را جز از او نبود ، تا آنگاه كه اين خود نبود ، همه خود او بود ! توحيد سه قسم است : 1 - توحيد اقرار : كه ايمان به خدا و كفر به بتها است . 2 - توحيد معاملت : كه آنچه هست در ملكوت او و به ارادهء او و به خواست او است . 3 - توحيد ذكر و رؤيت : كه از غير خدا بيزار شدن و در يكى رسيدن است . 53 - وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ . آيه . در چند جاى قرآن خداوند بر بندگان منّت نهاده كه رسانندهء نعمت منم ، و رهاننده از بلا و شدّت منم ، پس اى بنده ، نوازش از ما دان و سپاس از ما كن ، نعمت كه ما داديم به ديگرى حوالت مكن ، و عاجز بر ما بدل ميار و ديگرى را بر ما مگزين . فرداى قيامت كافر را گويد : كه را خواندى و كه را پرستيدى ؟ همىپرسد و خود به آن از همه داناتر ! كافر گويد : تو را پرستيدم لكن بت انباز تو گفتم . باز مؤمن گويد : تو كه را خواندى و كه را پرستيدى ؟ گويد : خداى تعالى تو خود دانى كه تو را پرستيدم و به يكتائى و يگانگى تو گواهى دادم . خداوند فرمايد : من با هركس معاملت به حكم اعتقاد او كنم ، كافر مرا شريك و انباز گفت ، مؤمن مرا يكتا و يگانه گفت . ما در شريعت حكم چنان كردهايم كه هر بندهاى كه از آن دو شريك باشد ، نفقه و كسوهء آن بنده بر عهدهء هر دو شريك است هريك به قدر شركتشان ، اى كافر تو در دنيا به خدائى ما اقرار دارى ليكن با ما انباز گرفتى ، منم به خداوندى خود وفا مىكردم كه در دنيا تو را آفريدم