احمد بن محمد ميبدى
545
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
هجرت حقيقى را بدايتى و نهايتى است : بدايت آنست كه نهاد وى همه عين فرمانبردارى گردد نه بر سبيل عادت و نه بطمع مثوبت ، بلكه مستغرق در عين مشاهدت باشد . امّا نهايت هجرت سه چيز است : حرمت در خلوت ، خجل بودن از خدمت ، خود را با همهء طاعت ، در عين تقصير ديدن . محمود و اياز : سلطان محمود غزنوى در مجلس انس ، جز با اياز ننشستى ! نديمان و خاصان زمزمه كرده و آهسته زير لب سخن گفتند : سلطان از اين غيرت با خبر بود ، فرمود : تا همهء خاصان و نديمان در يك مجلس حاضر شوند ، پس قدحى از ياقوت سرخ كه ارزش آن معادل خراج يك ولايت بود با سندانى از آهن پيش سلطان آوردند ، وزير را فرمود : تا قدح ياقوت را بر سندان زن تا پاره و خرد شود ! وزير گفت : زينهار ، هرچند كه فرمان سلطان بالاتر است امّا من زهره ندارم اين دليرى كردن ! همچنين نديمان و خاصان را فرمود ، همگى كلاه از سر فرونهادند و لرزه بر نهادشان پديد آمد ! و زهره نداشتند كه آن را بشكنند ! پس به اياز اشارت كرد و گفت : اى غلام ، اين قدح را بر اين سندان زن ، اياز قدح را بر سندان زد تا ريزريز شد ! پس محمود گفت : از متابعت فرمان سلطان تا خلوت هزاران منزل است ، كسى كه هنوز از فرمان سلطان چنين پرهيز كند او را چه زهره كه حديث خلوت كند و شرف صحبت جويد ! 43 - فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ . آيه . اين است اشارت به اينكه علم شريعت آموختنى است و بىواسطهء استاد درست نيست ، و هركه پندارد كه در علم شريعت واسطه به كار نيست ، او را در دين بهرهاى نيست ! اقسام علم دين : بدانكه علم دين سه قسم است : علم شريعت ، علم طريقت ، علم حقيقت . شريعت آموختنى است ، طريقت راه جستنى است ، حقيقت يافتنى است ! دربارهء علم شريعت فرمود : از اهل ذكر بپرسيد ، دربارهء علم طريقت فرمود : دنبال وسيله رويد ، دربارهء علم حقيقت فرمود : ما از خودمان به او آموختيم . پس شريعت به استاد حوالت و طريقت را به پير حوالت و حقيقت را با خود حوالت كرد ! چون اين سه علم به دست آيد ، در دل نورى تابد كه به آن نور ، ذات نبوّت بشناسد ، چون اين شناخت حاصل شود او را از درگاه نبوّت اين تشريف تخصيص يابد كه : دانايان وارث پيمبرانند ! 44 - وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ آيه . در اين آيت هم كتاب است و هم سنّت ، كتاب خداى تعالى و سنّت محمّد مصطفى دو چيز است كه دين را ستون و أصل اعتقاد است . فرّ و شوكت مؤمنان دانى چرا هر روز بيش است ؟ كه چراغ كتاب و سنّت را در پيش است ! چه آن كارى كه خداوند بدان راضى ، و بنده بدان پيروز است ، كتاب و سنّت جهانافروز است . آن كتاب كه جبرئيل به آن آمد ، و رسول ( ص ) به آن خواند و پيروان به آن بهشت يافتند و ناجيان به آن رستند ، اگر مردم از كتاب و سنّت بىنياز بودى ، خداوند به كارهاى زمان جاهليّت راضى بودى ! و اگر بىكتاب و سنّت فرا راه ديدار بودى ، پيش از كتاب و سنّت ، هم كافران ، از ابرار بودى ! پير طريقت گفت : كار نه تنها كرد بنده دارد ، بلكه كار خواست خدا دارد ، بنده به كوشش تنهائى خويش ، نجات خويش كى تواند ؟ . ( پس بايد هم كوشش داشت ، هم توكّل به خدا ) . [ آيات 67 - 51 ] ( تفسير لفظى ) 51 - وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ فَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ . خداوند فرمود : دو چيز را به خدائى مگيريد كه خدا يكى است و يكتا ، پس از من بيم داشته باشيد . 52 - وَ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لَهُ الدِّينُ واصِباً أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ . خدا راست آنچه در آسمانها و در زمين است و دين و اطاعت هميشه مر او راست ، آيا جز از خداوند يكتا مىپرهيزيد ؟ 53 - وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْئَرُونَ . آنچه به شما رسد از نعمتها ، همه از سوى خداوند است ، پس از آن هرگاه بشما زيانى رسد در آن حال بسوى او مىزاريد و مىناليد !