احمد بن محمد ميبدى

530

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

( تفسير ادبى و عرفانى ) 21 - وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ . آيه . مىگويد : خزينه‌هاى آب و باران كه اصل همهء چيزها است و مايهء همهء نبات است به نزد ما است ، يعنى در حكم و فرمان ما است و مقدور ما است . نزد اهل عرفان ، خزينه‌هاى خداوند در زمين دلهاى عارفان است و سرّهاى مريدان ! و در آن خزينه‌ها درّهاى شب‌افروز است ، و وديعتهاى گران‌مايه كه بعضى به لطائف علم آراسته و آن دلهاى عالمان است ، بعضى به حقايق عقل نگاشته و آن دلهاى عابدان است و بعضى به بدايع سرّ پرداخته و آن دلهاى عارفان است . اگر كسى گويد : اين خزينه را چه نشان است ؟ گوئيم : نشان آنست كه درخشندگى آن گوهر بر اعضاء بنده تابد تا همگى آن به خدمت خداوند پردازد ، يعنى شب نماز گزارد و روز روزه دارد و پيوسته دلش به طاعت مىگرايد و به خير و نيكى مىشتابد ، از شبهت پاك بود و از حرام دور ! در حلال زاهد ، از گذشته به درد ، و در حال به انديشه ! و در باقى عمر لرزان ! و از دوزخ گريزان ! به لقمه‌اى و خرقه‌اى راضى ، جهان به جهانيان فروگذاشته و به خدمت خداوند پرداخته ، تن در اشتياق سوزان ، دل به دوست نازان و جان در دوست خندان ! پير طريقت گفت : الهى ، از جود تو هر مفلسى را نصيبى و از كرم تو هر دردمندى را طبيبى است ، از سعت رحمت تو هركسى را بهره‌اى و از بسيارى بخشش تو هر نيازمندى را قطره‌ايست ، بر سر هر مؤمن از تو تاجى است و در دل هر محبّ از تو سراجى است ، هر شيفته‌اى را با تو سروكارى است ، و هر منتظرى را آخر روزى ديدارى است . 22 - وَ أَرْسَلْنَا الرِّياحَ لَواقِحَ . آيه . هنگام بهار كه نظر حقّ به جهان رسد و عالم به ناز آيد ، بادها پيوندها را بگشايند و بندهاى بربسته را برگشايند ، رگهاى درختان را دهان باز كنند ، تا شاخه‌هاى آن از راه رگها آب كشند و ميوهء گوارا دهند . همچنين خداوند به نظر مهر و محبّت به دل بندهء مؤمن بنگرد ، باد عنايت فروگشايد ، راه شنيدن و طاعت كردن بر او بگشايد ، تا شايستهء قبول موعظت گردد ، و به توبه و انابت حق بازگردد و راغب در خدمت مشغول عبادت شود ، و پيوسته به ذكر حقّ مداوم ، و بر قهر نفس مواظب باشد . لطيفه : چون باد فضل و كرم بر دل عارفان وزد ، آنان را از هواجس نفسانى و هوسهاى شيطانى برهاند و در دل آنها اعتماد به حقّ و اعتصام به خدا و انقطاع از جز خدا بروياند . نشانهء سعادت بنده آنست كه از وزيدن‌گاه توفيق باد عنايت درآيد ، ابر معاملت فراهم آرد ، پس آن ابر به درياى عين يقين فروشود ، آب ندامت برگيرد ، برق اطاعت بدرخشد ، رعد ارادت بنالد ، باران فكرت ببارد ، زمين دل از آن باران زنده شود ، و با نفسى مرده و دلى زنده به حقّ ، زبانى گشاده به ذكر ، و جانى زنده به مهر پديد آرد . 23 - وَ إِنَّا لَنَحْنُ نُحْيِي وَ نُمِيتُ . آيه . ما دلهاى عارفان را به مشاهدت زنده مىداريم ، پس تنشان را به مجاهدت مىميرانيم ، نفس امّاره حجاب دل است ، تا اين حجاب در پيش دل است ، دل از مشاهدت محروم است ، همين‌كه نفس از روى مجاهدت بر وفق شريعت كشته گردد ، زندگى دل آغاز شود ، و هدايت دررسد و مشاهدت در پيوندد كه خداوند فرموده : ما مريدان را با ذكر زنده مىداريم و عارفان را با هجر مىميرانيم ! 26 - وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ . آيه . خداوند آدم را از پنج چيز آفريد : از گل و آب و آتش و روشنائى و باد ! و حكمت آن در اين است كه خداوند همهء خلق را از يك جنسى آفريد : فرشتگان را از نور و جنّ را از نار ، و مرغان را از باد و آب و حشرات را از خاك آفريد و خلق دريا را از آب و هريك را از جنسى مفرد و جدا خلق كرد ، و آدم را از همهء اين