احمد بن محمد ميبدى
33
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
و چنان كه دوستان را نوازنده است ، بيگانگان را گيرنده است ، و چنان كه نوازش او به نوازش ديگران نماند ، گرفتن وى هم به گرفتن ديگران نماند ! زيرا خداوند سختگيرتر از همه گيرندگان ، و دادخواه ستمكاران است ، نه از كسى بيم و نه بر كرد وى تاوان است كه كردگار جهانيان است و آفرينندهء آنان ، مردم از بطش او هراس گيرند اگر ايشان را مسخ ظاهر عقوبت بود اين امّت را مسخ باطن عقوبت است و چون خداوند بر آنان خشم گرفت رنگ صورت آنها را بگردانيد و اگر بر اين امّت خشم گيرد پناه بر خدا رنگ اينان را از روى سيرت بگرداند ، اگر آنان را به گناه خويش روسياه گردانيد ، اينان را به گناه خويش دل سياه كند ! عارفى بزرگوار گويد : مردى پيش ما زياد آمد و رفت داشت و يك نيمه روى او پوشيده بود گفتم چرا نيمرخ پوشيدهاى ؟ گفت : من گوركن هستم يك روز زنى را در گور كردم و رفتم پس از آن بطمع كفن او گور را شكافتم همينكه دست به كفن زده و آن را كشيدم ديدم او هم مىكشد ! گفتم مىخواهى بر من پيروز شوى ، پس به دو زانو نشستم و كفن را به سختى كشيدم ناگهان دست خود را بلند كرد و سيلى به نيم روى من زد ! همينكه پرده از نيمرخ برداشت جاى پنج انگشت روى صورت او بود و گفت پس از آن كفن او را پوشاندم و گور را پوشيده و استوار كردم از آن پس مصمم شدهام كه گور كسى را نشكافم و از شرم نيمرخ را پوشانم ! 67 - وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ . . . : داستان گاو بنى اسرائيل در قرآن از لطيفههاى حكمت و گوهرهاى عزّت است چه قرآن درياى ژرفى است كه درهاى شاهوار در قعر آن است اما كسى بايد كه صفات گاو بنى اسرائيل را در خود بيند كه مىگويد : نه پيرى فروريخته نه نوزادى نارسيده ، يعنى كه قدم اين جوانمردان در دائرهء طريقت آنگاه مستقيم شود كه مستى جوانى ايشان را حجاب نباشد و سستى پيرى آنان را بىكاره و عاطل ندارد ! چنان كه پيغمبر اسلام در حال كمال تمام ، به وحى رسيد . چه هر ارادت كه با مستى جوانى قرين شود هميشه از راه زنان بيم دارد و كم افتد جوانى نو ارادت كه از راه زنان ايمن باشد ! 68 - صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها تَسُرُّ النَّاظِرِينَ . . . : جوانانى كه در حال كمال بشريّت گام در ميدان طريقت نهادند خداوند آنان را به رنگ دوستى برآرد و رنگ دوستى رنگ بىرنگى است ! هر چشمى در ايشان نگرد روشن شود و هر دلى در كار آنها انديشه كند آشنا گردد ! 71 - لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الْأَرْضَ . . . بهروز و نيكوسيرت و روز افزون ، نه به عيب رسميان آلوده ، نه به مقام دونهمتان فروآمده ، نه رقم دوستى بيگانه بريشان كشيده ، نه داغ اسباب بر ايشان نهاده ، نه قاضى شهوتها بر ايشان حكمى رانده ، نه به شكلها و مانندها گرائيده و نه به اختيار خود تكيه كرده و همان گونه كه معبود را يكى شناسند ، مقصود را هم يكى دانند و مشهود و موجود را يكى خوانند ! هر كسى محراب دارد هر سوئى * باز محراب سنائى كوى او است [ آيات 76 - 72 ] ( تفسير لفظى ) 72 - وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَ اللَّهُ مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ . شمائيد كه وقتى يك نفر را بكشتيد و در آن كشته پيكار باهم درگرفتيد و خداوند بيرونآورنده و آشكاركننده است آنچه را كه شما پنهان مىداريد كه كشندهء وى كيست ؟