احمد بن محمد ميبدى

502

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

3 - وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ . آيه . اين آيت اشارت است به همان اوتاد در عالم خلق و اشاره به رمز اهل حقيقت است كه مىگويد : خداوندى كه بسيط زمين را آفريد و در آنها اوتاد و اقطاب از اولياء و نيكان بندگان خود به‌وجود آورد كه پناه‌گاه و فريادرس مردم زمين هستند ! لطيفه : صد سال آفتاب از خاور برآيد و به باختر فروشود ، تا يكى را سرمهء حقيقت به ميل عنايت در ديدهء او كشند ، باشد كه آن جوان‌مردان را بتوان ديد و به يك ديدار ايشان ، سعادتمند جاويدان گرديد ! 4 - وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ . آيه . از آنجا كه رموز عارفان است و فهم صادقان ، به زبان اشارت مىگويد : چنان كه خداوند در زمين تفاوت نهاد و نقاط مختلف آفريد ، و بعضى را بر بعضى فزونى داد ، همين‌گونه در طينت سالكان تفاوت نهاد ، و گروهى را بر گروهى برترى داد ! پيغمبر فرمود : مردم همچون كان‌ها مختلف و متفاوت هستند ، يكى زر ، يكى سيم ، يكى نفت ، يكى قير ، همچنين يكى را بالاترين قدمگاه ، اقبال او ، و يكى را پست‌ترين محل ، ادبار او ، يكى رضوان در آرزوى صحبت او ، يكى را شيطان ننگ از عمل او ، چون از اين مقام برتر آئى ، يكى اسير بهشت ، و يكى امير بهشت ! لطيفه : چنان كه درختان بهم نمانند ، و ميوه و بار آن نيز بهم نمانند ، هر درختى را بارى ، و هر نباتى را برى است ، هر طاعتى را فردا ثوابى است و هركس را مقامى ، جاى هركس به قدر روش خويش ، و هر فرعى سزاوار اصل خويش ! يكى از عارفان مىگويد : اين دنيا بر مثال عروس است و مردم در حق وى سه گروهند : يكى دنيادار است كه اين عروس را مشاطه‌گرى مىكند و او را مىآرايد و جلوه مىكند ، ديگرى زاهد است كه آن عروس آراسته را تباه مىكند ، مويش مىكند ، جامه بر تن وى مىدرد ، سوم عارف است كه چنان مهر و دوستى حق او را مشغول داشته كه پرواى دوستى و دشمنى عروس ندارد - فردا كه روز رستاخيز باشد ، دنيادار را در مقام حساب كشند ، اگر خداوند با او مسامحت كند ، از فضل خداوندى است ، و اگر با او مؤاخذت و مناقشت كند سزاى او است ، و آن زاهد را به بهشت برند و گويند اين پاداش كردار او است ، و از آن ناز و نعيم بر او عرضه كنند ، و آن عارف از منزلهاى بهشتيان برگذرانند و به اعلى عليّين و مقام قرب رسانند . [ آيات 16 - 8 ] ( تفسير لفظى ) 8 - اللَّهُ يَعْلَمُ ما تَحْمِلُ كُلُّ أُنْثى وَ ما تَغِيضُ الْأَرْحامُ وَ ما تَزْدادُ وَ كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ . خدا مىداند آنچه در شكم مادر است و آنچه كه رحمها ( از اندام يا نقش يا مدت ) كاهند و آنچه زياد كنند ( از زيبائى يا افزونى در اندام يا در مدت ) و آن همه به خواست و دانش خدا است كه هريك به نزد او به اندازه است . 9 - عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ . داناى نهان و آشكار و بزرگ پاك برتر است . 10 - سَواءٌ مِنْكُمْ مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّيْلِ وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ . از شما آن كس كه سخن خويش نهان دارد يا آشكار و بلند بانگ باشد ، و كسى كه در زير جامهء شب پوشيده و پنهان گشته و آن كس كه به روز آشكار است همه آنان نزد خداوند يكسان و عمل آنها در نظر است . 11 - لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ وَ إِذا أَرادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوْءاً فَلا مَرَدَّ لَهُ وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ . خداى را فرشتگانند پياپى روز و شب از پيش و پس او كه بندگان خدا را از كارهائى كه به زمين روى مىدهد به فرمان خدا حفظ مىكنند ( تا آنكه آنچه خدا خواهد به او رسد ) كه خداوند نگرداند آنچه قومى در آن باشند از نيكوئى حال ، تا آنكه خودشان