احمد بن محمد ميبدى

500

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

و دشمنى ، به انجمن دوستى و برادرى فراهم كرد ، تا هم يوسف عذر آنها را پذيرفت و هم نعمت منعم را شكر گزارد ، و چون اين همه لطف و كرم از درگاه خداوند ديد ، زبان ثنا و دعا بگشاد كه گفته‌اند خداوند منّان پادشاهى به دو كس داد . يكى به يوسف پيغمبر و دوست خود ، ديگرى به فرعون سركش و دشمن ، به فرعون از روى خوارى و ذلّت داد و به يوسف از روى دوستى و عزّت ! فرعون پادشاهى مصر را از نيروى خود دانست و يوسف آن پادشاهى را از حق تعالى ديد و در خود نيروئى نشناخت ! لاجرم فرعون ذليل و خوار شد و يوسف به عزّت و كرامت نبوّت رسيد . 111 - لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ . آيه . خداوند در آغاز سوره ، قصّهء يوسف را أَحْسَنَ الْقَصَصِ و در انجام آن قصّهء عبرت‌آميز فرمود ، در اول گفت نيكوترين قصّه‌ها است و در آخر گفت در اين قصّه عبرتها و پندها است ، همه قصّهء پيغمبران كه بيان كرد ، واسطه در ميان آورد ، فرمود : اى محمد تو اين قصّه‌ها بر امّت بخوان ، ولى قصّهء يوسف خود بىواسطه آن را بيان كرد ! در قصّهء يوسف عبرت و پند براى پادشاهان است كه در بسط عدل و در احسان به مردم بكوشند ، چنان كه يوسف كوشيد ! و در آن قصّه عبرت براى پرهيزكاران است كه يوسف در نتيجهء پرهيزكارى به چه مقامى رسيد ! و پندى است براى هوس‌رانان و شهوت‌پرستان كه چگونه عفّت و خوددارى نتيجهء سرافرازى دارد ؟ ( سورهء - 13 - رعد - ( مدنى ) 43 آيه ) [ آيات 7 - 1 ] ( تفسير لفظى ) بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ . بنام خداوند بخشندهء مهربان . 1 - المر ، تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ وَ الَّذِي أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يُؤْمِنُونَ . اين حروف و كلمات و آيات قرآن است كه از سوى پروردگار تو از روى راستى و درستى فرستاده شده و لكن بيشتر مردم ايمان نمىآورند . 2 - اللَّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ . خداى تعالى است كه آسمانها را بدون ستون بلند برداشت كه مىبينيد ! آنگاه بر عرش مستوى شد و خورشيد و ماه را مسخّر و فرمان بردار كرد كه هر دوتا هنگام معيّن و نام برده مىروند ! و او است كه كارها را مىگرداند و مىراند و پيش مىبرد و نشانها را پيدا مىسازد ( و پيغامها را گشاده مىرساند ) تا مگر شما به رستاخيز و ديدار او يقين كنيد و بگرويد . 3 - وَ هُوَ الَّذِي مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِيها رَواسِيَ وَ أَنْهاراً وَ مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فِيها زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ . او است كه زمين را بازكشيده و در آن كوههاى بلند لنگر كرده و جويهاى روان ساخته و از هر ميوه جفت‌جفت آفريده ، شب تاريك در سر روز روشن مىكشد و در اينجا نشانهاى ( هستى و يگانگى و دانائى و توانائى ) براى گروهى است ( كه درنگرند ) و انديشه كنند . 4 - وَ فِي الْأَرْضِ قِطَعٌ مُتَجاوِراتٌ وَ جَنَّاتٌ مِنْ أَعْنابٍ وَ زَرْعٌ وَ نَخِيلٌ صِنْوانٌ وَ غَيْرُ صِنْوانٍ يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَ نُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الْأُكُلِ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ . و در زمين تيكه و پاره‌هاييست نزديك بهم و بوستانها از انگورها و كشتزارها و خرمابنها دو و سه ساق و يك ساق و ما برخى آنها را