احمد بن محمد ميبدى

489

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

[ آيات 80 - 69 ] ( تفسير لفظى ) 69 - وَ لَمَّا دَخَلُوا عَلى يُوسُفَ آوى إِلَيْهِ أَخاهُ قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ چون برادران پيش يوسف درشدند ، برادر خويش ( پدر و مادرى ) را با خود آورد و خود او را خلوت كرد و گفت : من يوسف هم مادرى تو هستم ، نگر ، تيمار ندار و غم مخور و باك مدار از آنچه ايشان با من كردند و از آنچه پس از اين كنند ! 70 - فَلَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ جَعَلَ السِّقايَةَ فِي رَحْلِ أَخِيهِ ثُمَّ أَذَّنَ مُؤَذِّنٌ أَيَّتُهَا الْعِيرُ إِنَّكُمْ لَسارِقُونَ . چون بار آنها ساخت و فراهم كرد فرمود تا جام نوشابه‌خورى را دربار بنيامين پنهان كردند ، آنگاه آوازدهنده‌اى بر دروازهء شهر ( كه كاروان مىخواست بگذرد ) آواز داد ، اى كاروانيان بداريد كه در ميان شما دزد است ! 71 - قالُوا وَ أَقْبَلُوا عَلَيْهِمْ ما ذا تَفْقِدُونَ . كاروانيان روى فرا منادى كردند و گفتند : چه گم كرده‌ايد كه نمىيابيد ؟ 72 - قالُوا نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ وَ لِمَنْ جاءَ بِهِ حِمْلُ بَعِيرٍ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ . گفتند : جام پادشاه گم كرده‌ايم ، و هركس كه آن را بازآورد يك‌بار شتروارى گندم او راست ، و من او را ضامن هستم ! 73 - قالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ عَلِمْتُمْ ما جِئْنا لِنُفْسِدَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كُنَّا سارِقِينَ . گفتند به خداى سوگند ، شما دانسته‌ايد كه ما نيامديم تا راه مصر را ناامن كنيم و فساد انگيزيم و ما هرگز دزدان نه‌ايم . 74 - قالُوا فَما جَزاؤُهُ إِنْ كُنْتُمْ كاذِبِينَ . مناديان گفتند كيفر اين دزد چيست اگر شما دروغ مىگوئيد ؟ 75 - قالُوا جَزاؤُهُ مَنْ وُجِدَ فِي رَحْلِهِ فَهُوَ جَزاؤُهُ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ . برادران گفتند كيفر اين دزد آنست كه جام را دربار هريك ديدند آن كس بنده و بردهء پادشاه خواهد بود ، كه ما اين‌چنين دزدان را عقوبت كنيم ( اين جمله را طبق قانون مصر نگفتند كه به خواست خداوند به آنها الهام شد تا بنيامين بماند ) . 76 - فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَها مِنْ وِعاءِ أَخِيهِ كَذلِكَ كِدْنا لِيُوسُفَ ما كانَ لِيَأْخُذَ أَخاهُ فِي دِينِ الْمَلِكِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ . پس به جوالهاى برادران جستن پيش از جوال بنيامين پيش گرفت آنگاه جام را از جوال بنيامين بيرون آورد ! اين‌چنين ما كيد و تدبير براى يوسف ساختيم ( چون برده گرفتن دزد در دين ملك مصر روا نبود و در دين اسرائيل بود ، مگر آنكه خداوند هرچه خواهد كند ، و ما درجات هركس را به خرد و دانش بالا مىبريم كه بالاى هر دانائى دانشمندى است . 77 - قالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ فَأَسَرَّها يُوسُفُ فِي نَفْسِهِ وَ لَمْ يُبْدِها لَهُمْ قالَ أَنْتُمْ شَرٌّ مَكاناً وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما تَصِفُونَ . گفتند اگر دزدى كرد او ، او را برادرى بود از اين پيش كه او هم دزدى كرده بود ، يوسف از اين سخن خشم خويش و جواب آن را در دل خويش پنهان داشت و براى آنان آشكار نساخت ! و پيش خود گفت شما بدتر از دزديد ! و خدا مىداند آنچه شما بيان مىكنيد . 78 - قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَهُ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ گفتند : اى عزيز اين برادر ، پدرى پير و سخت بزرگ دارد ، پس يكى از ماها را بجاى او برده گير ! كه ما تو را ( در پادشاهى ) از نيكوكاران مىبينيم . 79 - قالَ مَعاذَ اللَّهِ أَنْ نَأْخُذَ إِلَّا مَنْ وَجَدْنا مَتاعَنا عِنْدَهُ إِنَّا إِذاً لَظالِمُونَ . گفت : پناه بر خدا كه ما برده نگيريم جز آن كس كه كالاى ما نزد او يافتيم ، كه ما در آن صورت از ستمكارانيم .