احمد بن محمد ميبدى
463
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
گرفتن خداوند تو كه شهرهاى دشمنان را به عذاب فراگرفت درحالىكه بر خود ستم كرده بودند ! ( نه بيدادگرى بر خدا ) آرى ، گرفتن خداوند سخت دردناك است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 87 - قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ . آيه . شعيب بر اداء طاعتها متعبّد و بر تحصيل عبادتها پيوسته حريص و بر آنها مواظب بود ، ساعتهاى شب به نماز مستغرق و هنگام روز به سخن شيرين و بيان پرآفرين ، پيغام حق را با قوم خوش داشت و از اين سخنان كه خداوند از او حكايت مىكند ، كمال كفايت و وفور عقل و درايت و وفور بصارت و حصول سكينه در دل وى پيدا است ، كه گفت : اگر من بر بيّنت باشم ! و آن نورى است كه در دل بتابد تا خاطر از حرمت پر كند و اخلاق مهذّب گرداند . 88 - وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً . آيه . شعيب بازنمود و بيان كرد كه آنچه يافتم و ديدم نه از خود يافتم و نه به مردى و فتوت خود به آن رسيدم ، بلكه آن روزى خدائى و موهبت الهى و رزق ربّانى و لطف ايزدى است كه به من رسيده ! گويند : رزق حسن ، دوام نعمت است بىمئونت و كمال صفاوت است بىوسيلت . دوام نعمت ، غذاى نفس است كه مركب خدمت باشد و كمال صفاوت ، غذاى روح است كه مركز مشاهدت باشد و از رزق حسن است كه كردار مخالف گفتار نباشد ، چون كسى كه به زبان پند دهد و آنچه خود گويد نكند واعظ نيست و آنكس كه بر زبان حكمت راند و كارهاى او بر وفق حكمت نباشد حكيم نيست . . . . وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ . آيه . خداوند به عيسى وحى فرستاد كه اى عيسى ، نخست خود را پند ده اگر خود پند گرفتى آنگاه به ديگران پند ده ، و گرنه از من شرم دار . چنان كه گفتهاند : هركس حاكم بر خود در منع هوا و هوس نباشد ، حكم بر ديگران كه به قصد ارشاد و هدايت است نافذ نگردد ، و هركس كه دانش بسيار دارد ولى راه هدايت بر او گشوده نشده باشد از راه حق دور است ، و به يقين بايد دانست كه كليد گنج هدايت توفيق است چنان كه كوشش در طاعات و يافتن درجات به توفيق است و خوشا به حال كسى كه توفيق او را رفيق است . اگر توفيق نبود ، نجات خود كى تواند و بىمركب توفيق راه به حق چون برد ؟ و تنها به جهد خود كجا رسد ؟ اين است كه شعيب گفت : وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ . پير طريقت گفت : تا جان در تن است و نفس را بر لب گذر است و هشيارى حاصل است ، از عبوديت چاره نيست ، راست است كه طاعت به توفيق است ، لكن سعى و كوشش بگذاشتن روا نيست . 90 - وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ . آيه . مىگويد : از خداوند خويش آمرزش خواهيد كه آمرزگار است و بندهنواز ، نه به سزاوارى بنده ، بلكه به شايستگى خويش ، هرچند كه بنده را جرم بسيار است ، آخر فضل خداوند پيش و الطاف پروردگار بيش است ، و كرم خود بر بنده چنين عرضه مىكند كه : هرچه تقصير از بنده است بىنيازى خداوند برابر آنست ، و هرچه از او ناپسنديده است ، مهربانى خداوند بر سر آنست ، و هرچه بنده را اميد است فضل خداوند برتر از آنست . خداوند به داود فرمود : اى داود ، راه ما بر بندگان ما روشن دار ، و دوستى ما در دل ايشان افكن ، و نعمت ما به ياد ايشان ده ، و سخنان ما را در دل آنان شيرين كن ، و بگوى من آن خداوندم كه با جودم بخل نه ، و با علمم جهل نه ، و با صبرم عجز نه ، و با غضبم ضجر نه ، در صفتم تغيّر نه ، در گفتم تبدّل نه ، اگر بنده تقصير كند و حقّ كرامت حق را نشناسد و شكر نعمت نگزارد ، خداوند او را عتاب كند . چنان كه به نقل از على بن ابى طالب خداوند فرمايد : اى بندهء من ، انصاف ده ،