احمد بن محمد ميبدى

452

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

41 - وَ قالَ ارْكَبُوا فِيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ . نوح گفت : سوار شويد و بگوئيد بسم اللّه ، بنام خدا راندن و لنگر انداختن ، زيرا كه پروردگار من آمرزنده و مهربان است . 42 - وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ يا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنا وَ لا تَكُنْ مَعَ الْكافِرِينَ . كشتى آنها را موج‌موج مانند كوهها مىبرد و نوح پسر خود را كه در يك‌سو از خويشان كنار گرفته بود به آواز بلند بخواند كه اى پسرم بيا با ما سوار شو و با كافران مباش . 43 - قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ قالَ لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ وَ حالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ . پسر گفت : به كوه پناه خواهم برد تا مرا از آب نگاه دارد ، نوح گفت : امروز ديگر نگاه‌دارنده‌اى به امر خداوند نيست مگر كسى كه مورد رحم او قرار گيرد ! ( و تا در گفتگو بودند ) موجى ميان آنها درگرفت و پسر را ببرد و از جمله غرق‌شدگان بود . 44 - وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ . ( پس از هلاك‌شدگان ) گفته شد ، اى زمين آب خود را فروبر ، و اى آسمان آب بازگير ، پس آب زمين فرورفت و كار برگزار شد و كشتى بر سر كوه جودى « 1 » آرام گرفت و خداوند فرمود : دورى و لعنت باد بر گروه ستمكاران . 45 - وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ ( چون نوح خواست از كشتى فرود آيد ) خداى خويش را خواند و گفت : پروردگارا ، پسر من از كسان من بود و وعدهء تو راست است و تو راست‌تر حاكمانى . 46 - قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ . ندا آمد : اى نوح ، آن پسر از كسان تو نبود او كسى بود كه كار ناشايست مىكرد ، پس تو چيزى را كه به آن آگاهى ندارى مخواه و مپرس و من تو را پند مىدهم كه از نادانان مباش . 47 - قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلَّا تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ . نوح گفت : پروردگارا ، به تو پناه مىبرم از اينكه از تو بخواهم آنچه كه مرا به آن دانشى نيست و اگر مرا نيامرزى و رحم نكنى من از جملهء زيان‌كاران باشم . 48 - قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ . ندا آمد اى نوح ، فرود آى به سلام و درودى از ما و بركتهائى از ما ، بر خودت و بر گروهانى كه از پشت اين پسرانى كه با توأند و خواهند آمد ، و گروهى ديگر هم خواهند بود كه ما برخوردارى اين جهان به آنها مىدهيم پس از آن گرفتار عذاب دردناك از سوى ما خواهند شد . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 37 - وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا . آيه . به نوح فرمان آمد از روى شريعت به ظاهر حكم ، كه از چوب ساج كشتى ساز و در آن نشين تا از توفان برهى و از روى حقيقت به حكم تخصيص و صفت تقريب به سر وى ندا آمد كه درياى

--> ( 1 ) كوه جودى را بعضى كوه آرارات گفته و بعضى كوه نزديك موصل گفته‌اند .