احمد بن محمد ميبدى
27
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
مسجد اقصى و از آنجا به آسمان ، تا عرش برين رسيد ، و فرق است ميان سفر كليم يا سفر حبيب چون موسى بهطور رفت و تقرّب يافت ولى محمد به حضور رفت تا بميعاد نزديك شد « 1 » ! 51 - وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى . . . : موسى چهل روز از ميان امّت خويش بيرون شد و آن امّت گوسالهپرست شدند ولى محمد از ميان امّت برفت درحالىكه دين و شريعت او هر روز تازهتر و مؤمنان بر راه پايندهترند . موسى به ميعاد حق رفت و هارون را خليفهء خود ساخت و امّت را به وى سپرد لاجرم فتنه افتاد و سامرى آنان را از راه به در برد و چون محمد بمرد ، امّت خود را به خدا سپرد ، لاجرم متمرّدان جهان و شياطين انس و جان نتوانستند كسى را از راه حق برگردانند ! 52 - ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ . . . : اگر آن امّت را قدر و شأنى خطير بود چنين گناه به اين بزرگى بدين آسانى و زودى بخشوده نشدى ولى دربارهء زنان پيغمبر عذاب گناه ، دو برابر مقرّر شد و اين نه از راه اهانت و خوارى بود بلكه از جهت عزّت و بزرگوارى است ! 53 - وَ إِذْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ الْفُرْقانَ . . . : موسويان را فرقان به ظاهر داد و محمديان را فرقان در باطن نهاد ، فرقان باطن ، نور دل دوستان كه با آن حق را از باطل جدا سازند ، هركس را كه اين فرقان در باطن پديد آيد ، آنچه ديگران را خبر است و بيان ، اين را يقين است و عيان ! آنچه ديگران را علم يقين است اين را عين يقين است ، از پيغمبر پرسيدند نشانهء وجود اين نور چيست ؟ گفت : سينه بنور الهى گشاده شود و همّت بلند گردد ، غمگين آسوده شود ، پراكندگى گرد آيد ، بساط بقا بگسترد و فرش فنا درنوردد و باغ وصال را بگشايد و به زبان حال از سر ناز و دلال گويد : در كوى اميد منزلى دارم خوش * در قصهء عشق مشكلى دارم خوش تفصيل دلم چه پرسى اى جان جهان * در جمله همىدان كه دلى دارم خوش
--> ( 1 ) خداوند چون دشمنى فرعون با بنى اسرائيل مىدانست به موسى فرمود : شبانه قوم خود را از مصر بيرون بر ، موسى دستور داد شبانه همه يهودان در خانه چراغ برافروختند تا قبطيان گمان كنند كه همه در خانهاند ! آنگاه موسى با ششصد هزار نفر كه كمتر از شصت سال و بيشتر از بيست سال بودند از شهر بيرون شد و چون راه نبردند متحير ماندند تا پيرزنى براى راهنمائى قبر يوسف را كه در صندوق مرمر در جوف نيل نهاده بودند به آنها نشان داد ! چون برادران طبق سفارش يوسف صندوق او را با خود به شام نبرده بودند ، راه را بدان وسيله پيدا كردند . فرعون كه از رفتن بنى اسرائيل آگاه شد شبانه دستور داد تا پيش از بانك خروس جمله قبطيان آماده شوند و با لشكرى انبوه كه بعضى يك ميليون و ششصد هزار نفر نوشتهاند دنبال آنها حركت كرد و هامان وزير پيشاپيش آنها بود تا به قوم يهود نزديك شدند و چون آنان دريا را از پيش و لشكر فرعون را از پس ديدند فرياد برآوردند و با موسى پرخاش كردند موسى گفت شما چه دانيد ، باشد كه خداوند پرورانندهء شما ، دشمن را هلاك كند و شما را بجاى آنها بنشاند ! چون دشمن نزديكتر شد و درماندگى قوم يهود به غايت رسيد به موسى وحى آمد كه عصا بر دريا زن ، موسى چنين كرد و 12 راه در دريا بريده شد كه 12 سبط اسرائيل از آن گذشتند ! فرعون چون اين را بديد گفت : دريا از هيبت من شكافته شد همگى در آن فرورويد و فرعون خود با اسب به درون دريا تاخت و لشكريان در دنبال او به درون دريا رفته آنگاه شكافها بهم بسته و فرعون با جمله همراهان هلاك شدند . پس از نجات قوم ، موسى برادر خود را جاى خويش نشانيد و آنها را به او سپرد تا چهل روز كه او از كوه طور برگردد و كتاب خدا آورد . موسى اين بگفت و به سوى طور روانه شد . بنى اسرائيل پس از بيست روز بر هارون شوريدند و گوسالهء سامرى را به خدائى گرفته و چون موسى از كوه طور باز آمد و با خود كتاب تورات آورد قوم نهپذيرفتند و احكام آن را دشوار پنداشتند !