احمد بن محمد ميبدى
434
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
مهربانى و دلدارى كنى ، دختر گفت : تو مرد سادهدلى هستى ! اين جوان كه طاقت ديدن گرد دامن من را ندارد چگونه طاقت محبت و نوازش من دارد ! اين است كه مريد را در پردهء خودى در پوشش مىدارند تا در سطوتهاى حقيقت يكباره سوخته و گداخته نگردد ! چون يك تابش برق حقيقت بيش نبيند كه او را در حركت آرد و نعره زند و جامه درد و گريه كند ، باز چون به محل استقامت رسد و در حقيقت افراد متمكن شود نسيم قرب از افق تجلّى به او دميدن گيرد و آن حركات به سكنات بدل شود ، زيرا در موارد هيبت ، ادب بجاى آرد . 44 - إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً . آيه . خداوند در اين آيت از خود نفى ظلم كرد و صفت ظلم دربارهء وى محال است كه خلق خلق او است و ملك ملك او و حقّ حقّ او ، و ظالم كسى باشد كه از حدّ فرمان درگذرد و حكمى كه او را لازم آيد از اندازهء آن درگذرد ! و حق تعالى به جلال قدر خويش حاكم است نه محكوم ، آمر است نه مأمور ، قهّار است نه مقهور ، بنده را بىوسيلت و با قدرت بيافريد و او را بىشفاعت به نعمت بپرورد و حكم خود بىمشورت بر او براند . اگر بخواند و بنوازد فضل و لطف او است ، و اگر براند و بيندازد ، قهر و عدل او است ، هرچه كند روا است ، كه خداوند است و آفريدگار . 46 - وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ . آيه . خبر خداوند درست ، وعدهء وى راست ، وعيد او حقّ ، و حشر و نشر بودنى ، و نامهء كردار خواندنى ، و حساب اعمال رسيدنى ، و ثواب و عقاب ديدنى است ! 49 - قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً . آيه . اى رسول خدا ، بگوى كه ضرر و نفع بدست ما نيست ، راندن و نواختن كار ما نيست ، بستن و گشودن به داشت ما نيست ، كه ضارّ و نافع جز صفت و نام خداى يكتا نيست ، زيان رساننده است خداى گشود و بند ، و پادشاه پرسود و گزند و كليددار جدائى و پيوند . سود رسانيده است سودنماى مردمان كه سپردن سودها بر او آسان و سود همه به دست وى نه به دست كسان ! 53 - وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ . آيه . راه حقّ بر روندگان روشن لكن چه سود كه يك مرد راهرو نيست ؟ دريغا كه بوستان نعمت پر از ميوههاى گوارا است ، و يك خورنده نيست ! همه جهان پر از صدف دعوى ! و يك ذرّه جوهر معنى نيست ، در ميدان جلال صد هزار سمند هدايت ! و يك سوار نيست . بايزيد بسطامى گويد : راه حق چون آفتاب تابان است ، هركه بينائى دارد چون درنگرد با يقين و ايمان است ، در هر كلوخى و ذرّهاى از ذرّات موجودات بر يگانگى حق صدهزاران بيان است . مرد بايد كه بوى داند برد * ورنه عالم پر از نسيم صبا است [ آيات 70 - 57 ] ( تفسير لفظى ) 57 - يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ شِفاءٌ لِما فِي الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ . اى مردم ، از خداوند بشما پندى آمد و شفا و آسانى آن را كه در دلها بود و راهنمونى و مهربانى براى مؤمنان . 58 - قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ . بگو ( اى محمّد ) به فضل و رحمت خداوند شاد و خرّم باشند كه فضل خداوند از آنچه در دنيا جمع مىكنند بهتر است . 59 - قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالًا قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ . بگو چه بينيد آنچه خداوند شما را فرستاد از آسمان از روزى ؟ و شما فراايستاديد و از آن به خويشتن حرام و حلال ساختيد ! بگو آيا خداوند به شما چنين دستورى داد ؟ يا بر خدا دروغ مىسازيد ؟