احمد بن محمد ميبدى

426

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

اشتياق به عقبى است و بهتر و بالاتر از آن اشتياق به ديدار مولى است ! كجا است صاحب دولتى تا از چاه جاه بشريّت خود برآئيم ؟ و دست در فتراك آن دولت زنيم باشد كه روزى به مراد رسيم . گر ز چاه جاه خواهى تا برآئى مردوار * چنگ در زنجير گوهر دار عنبر بار زن ! . . . يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ . آيه . باش تا فرداى قيامت كه دوستان به نور معرفت بر مركب طاعت روند و در مقام شهود بنازند و در هر منزلى كه فرود آيند گروه فرشتگان به حكم فرمان ، به سلام آيند و به ناز و نعيم جاودان بشارت دهند ، و گناهكاران امّت در آن صحراى محشر و مقام رستاخيز به عرضه‌گاه حساب بازداشته ، سابقان به نور طاعت از پيش رفته و عاصيان به گران‌بارى گناه درمانده ، آخر رحمت خداى ايشان را درگيرد و بر تنهائى و درماندگى آنها ببخشايد و به نداى كرامت گويد : بندگان من ، چون اين خطاب عزّت از باب رحمت به گوش ايشان رسد ، جان ايشان بياسايد و روح و ريحان در دلشان گشايد ! خداوند گويد : بندگان من ، بهشتيان همه در رفاه و آسايشند و دوزخيان همه در كيفر عقاب در تاب و سوزشند ، اى بيچارگان درود بر شما ، چگونه دوستان و همنوعان شما شما را راهنمائى نكردند ، اينك من شما را رهبرى مىكنم و به كرم خويش شما را مىبخشم ! چون رأفت و رحمت حق به ايشان رسد وحشت گناه و معصيت به آب رحمت از ايشان فروشويد و آفتاب رعايت از برج عنايت بتابد ، اينان در حالت انكسار به درگاه صاحب جلال بزارند و از شادى بگريند تا خداوند ، آن زارى و گريه را از آنان بپسندد و در دلشان مرهم نهد و زبان ايشان به ثناى خود بگشايد و به قدر طاقت او را حمد و ستايش كنند . اين است كه فرمود : آخرين سخن ايشان اين است كه : الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . سپاس و ستايش خداى را كه شماتت كافران و دشمنان به ما نرسيد بلكه فضل و رحمت خداى بما رسيد ! ما را همه مقصود به بخشايش حقّ بود * المنّة للّه كه به مقصود رسيديم 12 - وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا . آيه . دعا كليد رحمت است و گواه عبوديّت ، هركس كه درب دعا بر او گشودند درب اجابت هم گشودند كه فرمود : ادْعُونِي ، أَسْتَجِبْ لَكُمْ . دعا پيرايهء پيوستگان است و مايهء دست‌گرفتگان . مصطفى فرموده : دعا سلاح مؤمن است و پايهء دين و نور آسمانها و زمين ، هركه به كارى درماند ، يا او را نكبتى روى دهد ، دست در دعا و تضرّع زند . لطيفه : بدانكه دعا كردن و دست نياز به درگاه بىنياز برداشتن ، اهل شرع را مقامى جليل است و عين عبادت است و رسيدن به بهشت را نيك وسيلت ! اما حال عارفان حالى ديگر است و طريق ايشان طريقى ديگر ! شيخ جنيد : در يكى از مناجاتها گفت : خدايا ، مرا سيراب كن ، ندائى شنيد كه مىگويد : ميان من و تو در مىآئى ! يعنى ما خود دانيم سزاوار هر بنده چيست ؟ و قصد او را شناسيم ! جنيد گويد : از اين پيش آمد ، روزگارى حسرت خوردم و از گفته استغفار كردم . 13 - وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا . آيه . اى بسا خواجگان خويشتن‌پرستان و از اين جهان‌داران و ستمكاران كه با كام و ناكام بودند و خانه‌هاى پرنقش‌ونگار داشتند و بر پشت مركبهاى راهوار سوار بودند ، و رداى تكبّر و غرور بر دوش ، و فرعون‌وار نداى جبّارى بر خويشتن زده ، چون از حق سروازدند و رسالت رسولان و نبوّت پيغمبران را بازى شمردند ، خداوند دمار از روزگارشان درآورد و تخت و كلاهشان نگونسار گرديد و بساط