احمد بن محمد ميبدى
406
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
( تفسير ادبى و عرفانى ) 71 - وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ . آيه . پاك است و بزرگوار و مهربان ، خداوند جهان و جهانيان ، نوازندهء دوستان ، يار درويشان ، پناه ضعيفان ، يادگار بيدلان . بنگر كه مؤمنان را چگونه نوازش كرد و ايشان را چه تشريف داد ! و از كرم و لطف خود چه نمود ؟ ايشان را همه فراهم داشت و دوستان و برادران يكدگر كرد ، و آنگاه همه را به خود نزديك ساخت . از اينكه اين دنيا منزلى است از منزلهاى راه و بندگان در اين منزل مسافرند كه رو به درگاه او نهاده و مقصد ايشان كعبهء صاحب جلال است ، ازاينرو ميان ايشان دوستى افكند و الفت و اتحاد نهاد ، تا اين منزل را به دوستى يكدگر به سر برند و به سعادت آخرت برسند . كسى نزد يكى از صحابه آمد و گفت : من تو را از بهر خدا دوست دارم ، گفت : پس بشارت باد تو را كه من از رسول خدا شنيدم كه فرمود : فردا در قيامت كرسيهاى نور نزد عرش الهى گذارند ، گروهى ايمن باشند و ساكن و ديگر گروهان در بيم باشند ! پرسيدند : اى رسول خدا آنها كيانند ؟ فرمود : آنان كه يكدگر را از بهر خدا در راه خدا دوست دارند ، و در دين برادروار زندگانى كنند . لطيفه : در خبر است كه روز رستاخيز ، مردمان در عرصات ( صحراى محشر ) ايستاده باشند ، دلها پرفزع و جانها پرحسرت و آفتاب بر سرشان از نزديك تابان ! گرماى عظيم خلق را فراگرفته ، ناگاه از جانب عرش الهى ندا آيد كه دوستداران از بهر خدا در راه خدا كجايند ؟ تا من آنان را در سايهء خود فرود آرم و در پناه خويش بدارم . پير طريقت گفت : الهى ، عنايت تو كوه است و فضل تو دريا ! كوه كى فرسود و دريا كى كاست ؟ عنايت تو كى جست و فضل تو كى واخواست ؟ پس شادى يكى است كه دوست يكتا است . 72 - وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ . آيه . آن بهشت كه خداى منّان وعده داد نه يك بهشت است كه بهشتها است ، نه يك درجه است كه درجهها است ، بعضى برتر بعضى فروتر ، از آن سبب كه مؤمنان هم در ايمان و معرفت بر تفاوتند ، و شك نيست كه مقام معرفت اولياء برتر از مقام معرفت عامّهء مؤمنان است و مقام شهيدان برتر از مقام اولياء و مقام صدّيقان برتر از مقام شهيدان و مقام پيغمبران برتر از مقام صدّيقان و مقام پيغمبران مرسل ( صاحب كتاب ) برتر از ديگر پيغمبران و مقام پيغمبران صاحب عزم برتر از آنان است ! مقام محمّد مصطفى برتر از همگان ، و نهايت درجهء مؤمنان بدايت درجهء اولياء است ، و درجهء مصطفى را نهايت پيدا نيست و جز حق جلّ جلاله كس آن را نداند . بايزيد بسطامى را پرسيدند : به چه چيز به اين مقام رسيدى ؟ گفت : به تنى برهنه و شكمى گرسنه و دلى پردرد و جانى پرحسرت ! گفتند : روا باشد كسى بىآنكه پيروى از راه طريقت كند بدان مقام رسد ؟ گفت : روا بود ، امّا فتوح وى به اندازهء سفر وى باشد و نوالهء او به قدر حوصلهء او ! از عارفى از درجهء ايمان پرسيدند ، گفت : آدمى ببايد چهل سال دويد تا حقيقت جمال ايمان بداند و راز اين معنى آنست كه پيغمبران را پيش از چهل سال وحى ممكن نشد ، روندگان راه را چهل سال جان و دل دربايد باخت تا به حقيقت ايمان رسند ، چون به حقيقت ايمان رسيدند ، ايشان را امروز بهشت نقد و فردا جنّات عدن باشد ! امروز آنان را بهشت وصل و فردا بهشت فضل ، امروز بهشت عرفان ، فردا بهشت رضوان است .