احمد بن محمد ميبدى

22

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

غيب پنهان كنى ! آنگه او را به زندان افكنى ! و سالها گريان كنى ! جبّارى تو كار جبّاران كنى ! خداوندى كار خداوندان كنى ! تو عقاب و جنگ همه با دوستان كنى ! از پير طريقت پرسيدند : آدم در دنيا تمام‌تر بود يا در بهشت ؟ گفت در دنيا ، چون در بهشت در تهمت خود بود و در دنيا در تهمت عشق ، پس گمان مبر كه اين از خوارى آدم بود كه او را از بهشت بيرون راندند ، آن از علوّ همّت آدم بود كه متقاضى عشق به در سينهء آدم آمد و جمال معنى بر او كشف كرد آدم جمالى ديد بىنهايت زيبا ، كه جمال هشت بهشت در جنب آن ناچيز بود ، همّت بزرگ وى دامن او را بگرفت كه اگر هرگز عشق خواهى باخت بر اين درگه بايد باخت ! گر لا بد جان به عشق يابد پرورد * بارى غم عشق چون توئى بايد خورد فرمان آمد اى آدم حالا كه قدم در كوى عشق نهادى از بهشت بيرون شو كه اين سراى راحت است و عاشقان را با سلامت چه كار ؟ كه همواره عاشقان در حلقهء دام بلايند ! عشقت به در من آمد و در در زد * در باز نكردم آتش اندر در زد ! لطيفه : آدم نه خودش ، كه او را بردند ، آدم نه خود خواست كه او را خواستند ، چون جمال معرفت را به كروبيان نمودند همه در جمع افتادند و هيچ به مقصود نرسيدند ندا آمد كه چون براى جمال معرفت كفوى پديد نيامد ، ما به فضل خود آدم خاك افكنده را برداريم و نامزد وى كنيم ! مثال اين پادشاهى كه دخترى دارد و هم كفوى او را نيابد پادشاه غلامى از آن خويش بركشد و او را در كشور جاه و عزت دهد و بر لشكر سالارى دهد ، آنگاه دختر خويش به وى دهد تا هم كرم وى در آن پيدا شود و هم شايستهء وصلت گردد ، مثال آدم خاكى هم اين بود كه خداوند از اوّل او را نشانهء تير خود ساخت ، آن تير شرف بود كه سوى او انداخت و نهاد آدم هدف آن واقع شد ! و آدم را به صورت خويش با مشتى خاك ساخت و او را روانهء زمين كرد و زاد او هم چند كلمه بود كه به او آموخت ! يك تير بنام من ز تركش بركش * وانگه به كمان عشق سخت اندر كش گر هيچ نشانه خواهى اينك دل و جان * از تو زدنى سخت و ز من آهى خوش اهل اشارت گفته‌اند كه هرچند زبان تفسير به اين امر ناطق نيست اما احتمال دارد كه دوستان به وقت وداع گويند عهد ما را فراموش نكنى و ديگرى بر ما نگزينى و زبان حال او چنين پاسخ دهد : دلم كو با تو همراه است و هم بر * چگونه مهر بندد جاى ديگر دلى كو را تو هم جانى و هم هوش * از ان دل چون شود يادت فراموش ؟ [ آيات 48 - 40 ] ( تفسير لفظى ) 40 - يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ . اى فرزندان يعقوب ياد كنيد نواخت من كه شما را نواختم و آن نعمتى كه به شما انعام كردم به پيمان من وفا كنيد تا من به پيمان شما وفا كنم و از من بترسيد ؟ 41 - وَ آمِنُوا بِما أَنْزَلْتُ مُصَدِّقاً لِما مَعَكُمْ وَ لا تَكُونُوا أَوَّلَ كافِرٍ بِهِ وَ لا تَشْتَرُوا