احمد بن محمد ميبدى
373
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
اين آيت اشارت به حقيقت افراد است و طريق اتّحاد ! مىگويد : مرادان و ديگر همه را بگذار ، گرفتار مهر ما را با غير ما چهكار ؟ اى محمّد به كردار خود بر ما منّت منه توفيق ما ببين به ياد خود مناز ، تلقين ما ببين از نشان خود بگريز ، به يكبارگى مهر ما ببين . طريق اتّحاد يگانگى است ، و با خود بيگانگى ! از من و ما نشان دادن دوگانگى است و دوگانگى دليل بيگانگى است ، دوگانگى آنجا است كه امروز و فردا است ، موحّد از امروز و فردا جدا است ، تا موحّد سايهء خورشيد وجود نيافت از خود وانرست ، و تا از خود وانرست حق را نيافت . پير طريقت گفت : مخلص همه از او بيند ، عارف همه به او بيند ، موحّد همه او بيند ، هر هست كه نام برند عاريتى است ، هست حقيقى او است ، ديگر تهمتى است ، مريد مزدور است و مراد همان مهمان ! مزد مزدور در خود او است و پذيرائى مهمان درخور ميزبان ! مهمان بستهء كارى است كه در سر آن است و ديدهء او در ديدهورى عيان است ، و جان او در سر مهر او تاوان است ! جان او همه چشم ، سرّ او همه زبان است ، آن چشم و زبان در نور عيان ناتوان است ! . . . وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً . آيه . بلاء نيكو توفيق شكر است در محنت و تحقيق صبر است در مصيبت ، هركه را كارى رسد و آن كار او را سزد ، آن كار از وى نكو است ، هرچه از حق آيد و بر بندهء خويش راند از نعمت يا محنت راحت يا شدّت همه نيكوست كه خداوند همه او است ، و كس را بر او چون و چرا نيست ، و آنچه او به آفريدهء خود كند از وى ستم نيست . 19 - إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ . آيه . قولى آنست كه اين آيت خطاب به مؤمنان است و از خداوند منّت بر ايشان است كه مىگويد : يارى بر دشمن خواستيد دادم و كار فروبسته بر شما بگشادم ، دعا كرديد نيوشيدم ، عطا خواستيد بخشيدم ، كردار شما را پسنديدم و عيبها پوشيدم و قولى چنان است كه تفسير شد . 23 - وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ . آيه . آه از قسمتى كه در ازل رفته ، قسمتى نه فروزه نه كاسته ، يكى رانده و حبلش گسسته ، يكى شسته و كردار او شايسته ، اين بايسته و آن نبايسته ، چه توان كرد قاضى در ازل خواسته ! آه ، از فردا روز كه نابايسته را درخت نوميدى به برآيد اين است رسوائى ، ماتم بيگانگى ، و مصيبت جدائى ! و چه خوش شادى آن روزى كه بايسته را آفتاب دولت برآيد شب جدائى فروشود روز وصل برآيد او را به فضل بار دهد و به مهر خلعت پوشاند و به كرم ديدار دهد ، گاه مهر پرده بردارد تا رهى به عيان من نازد ، گاه غيرت پرده را فروگذارد تا رهى در آرزوى عيان مىزارد و مىگويد : گر زارم در تو زاريدن خوش است ، ور نازم به فضل تو نازيدن خوش است ، هر خانهاى كه حدّ آن با تو است آبادان است ، هر دل كه با مهر تو است شادان است ، آزاد آن نفس كه به ياد تو يازان است ، و شاددلى كه به مهر تو نازان است . مهر ذات تو است الهى ، دوستان را اعتقاد * ياد وصف تو است يا رب ، غمگنان را غمگسار [ آيات 32 - 24 ] ( تفسير لفظى ) 24 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ . اى گروندگان ، خدا و رسول را پاسخ نيكو دهيد هنگامى كه شما را براى امرى كه شما را زنده مىكند مىخواند و بدانيد كه خداى به حال كارگردانى ميان مرد با دلش جدائى افكند ، و بدانيد كه بسوى او محشور خواهيد شد .