احمد بن محمد ميبدى
351
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
بارى به محل خدمت و به مقام عجز بندگى بازگردم و با ابتداء فرمان شوم . آنكس كه به كار خويش سرگشته شود * به زان نبود كه با سر رشته شود ! چون موسى به عجز بندگى به محل خدمت و مقام توبه باز شد ، خداوند تدارك دل وى كرد و به رفق با او سخن گفت و او را به رسالات خود برگزيد و فرمود : اى موسى ، من تو را از يك چيز تنها منع كردم و آن ديدار بود ! در عوض تو را به فضيلتهاى بسيار خواستم و به شرف كرامت بياراستم ، پس اين نعمتها را شكر كن و قدر اينها را بدان ! [ آيات 154 - 145 ] ( تفسير لفظى ) 145 - وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِيلًا لِكُلِّ شَيْءٍ فَخُذْها بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَكَ يَأْخُذُوا بِأَحْسَنِها سَأُرِيكُمْ دارَ الْفاسِقِينَ . در لوحهاى موسى از هر چيزى پندى و تفصيلى براى هر چيزى از حلال و حرام نوشتيم ، پس آن را با قوّت و زور بگير و به قوم فرما نيكوتر فرمان كه در آنند بگيرند و عمل كنند ، آرى فردا بشما نشان خواهم داد سرا و جايگاه كسانى كه از اطاعت فرمان خارج شدند . 146 - سَأَصْرِفُ عَنْ آياتِيَ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الرُّشْدِ لا يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا وَ إِنْ يَرَوْا سَبِيلَ الغَيِّ يَتَّخِذُوهُ سَبِيلًا ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ . از سخنان خويش بازخواهمگردانيد كسانى را كه در زمين بدون حق كردن كشيدند كه ايشان را شايسته نيست و اگر هر نشانى كه نمائيم و هر پيغامى كه دهيم ببينند به آن نه بگروند ! و اگر راه راست ببينند آن راه را نگيرند ، و اگر راه گمراهى را ببينند آن راه را گيرند ، اين به آن سبب است كه آنان سخنان ما را دروغ شمردند و مانند ناآگاهان از آنها غافل گشتند ! ! 147 - وَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ لِقاءِ الْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا ما كانُوا يَعْمَلُونَ . كسانى كه سخنان ما را دروغ شمردند و به ديدار آخرت كافر شدند ، كردار ايشان تباه شد و پاداش نخواهند داشت جز براى آنچه كه درين جهان مىكردند . 148 - وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِيِّهِمْ عِجْلًا جَسَداً لَهُ خُوارٌ أَ لَمْ يَرَوْا أَنَّهُ لا يُكَلِّمُهُمْ وَ لا يَهْدِيهِمْ سَبِيلًا اتَّخَذُوهُ وَ كانُوا ظالِمِينَ . قوم موسى بعد از رفتن او به كوه طور ، از آن پيرايهها كه از فرعون به عاريت گرفته بودند گوسالهء كالبدى بىجان ساختند كه در آن بانگى بود ، آيا آنها نمىبينند كه آن كالبد با آنها سخن نمىگويد ؟ و آنها را به هيچ راهى نمىنماياند ! و او را به خدائى گرفتند و بر خود ستمكار بودند ! 149 - وَ لَمَّا سُقِطَ فِي أَيْدِيهِمْ وَ رَأَوْا أَنَّهُمْ قَدْ ضَلُّوا قالُوا لَئِنْ لَمْ يَرْحَمْنا رَبُّنا وَ يَغْفِرْ لَنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ . و چون از پرستيدن گوساله پشيمان شدند و ديدند كه از راه بىراهه رفتهاند گفتند : اگر خداوند بر ما نبخشايد و ما را نيامرزد ، ناچار از زيانكاران باشيم . 150 - وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونِي مِنْ بَعْدِي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ . چون موسى از كوه طور به قوم خود برگشت بهغايت خشمگين و اندوهناك ، گفت : بد جانشينانى بوديد در غيبت من ، آيا وعدهء خداوند در برگشتن