احمد بن محمد ميبدى
337
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
عَذابٌ أَلِيمٌ . ما صالح برادر قوم ثمود را نزد آنها فرستاديم او گفت : اى قوم خداى يكتا را بپرستيد ، جز او براى شما خدائى نيست و از سوى خداوند بسوى شما نشانى روشن آمد و اين ماده شتر است كه براى باز نمودن قدرت و معجزت آن را درست كرده ( از سنگ بيرون آورده ) پس او را بگذاريد در زمين خدا بخورد و بيارامد و به آن هيچ بدى مرسانيد كه گرفتار عذابى دردناك شويد . 74 - وَ اذْكُرُوا إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ عادٍ وَ بَوَّأَكُمْ فِي الْأَرْضِ تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها قُصُوراً وَ تَنْحِتُونَ الْجِبالَ بُيُوتاً فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ . به ياد بياوريد كه خداوند شما را جانشين قوم عاد قرار داد و شما را در زمين جاى داد كه از زمين نرمخاك ، كاخها مىسازيد و از سنگسارها و كوهها خانهها مىتراشيد ، پس نعمتهاى خدا را ياد آوريد و در زمين به فساد و تباهى مرويد . 75 - قالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا مِنْ قَوْمِهِ لِلَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا لِمَنْ آمَنَ مِنْهُمْ أَ تَعْلَمُونَ أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ . گروهى كه از گردنكشان بودند به بيچارگان و زبونگرفتگان گفتند آيا شما مىدانيد كه صالح از سوى خداوند بشما فرستاده شده ؟ گفتند : آرى ، ما به آنچه به او فرستاده شده مىگرويم . 76 - قالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ . گردنكشان قوم گفتند : ما به آنچه كه شما بدان گرويدهايد كافر هستيم . 77 - فَعَقَرُوا النَّاقَةَ وَ عَتَوْا عَنْ أَمْرِ رَبِّهِمْ وَ قالُوا يا صالِحُ ائْتِنا بِما تَعِدُنا إِنْ كُنْتَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ . پس آنان ناقه را پى كردند و بكشتند و از فرمان خدا سرپيچيدند و گفتند : اى صالح آنچه از عذاب بما وعده مىدهى بياور ! اگر تو فرستادهء خدائى ! 78 - فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ . پس بانگ و جنبش بزرگى آنان را فراگرفت و بامدادان در خانههاى خود بر روى هم افتاده و بر جاى مرده بودند . 79 - فَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ . پس از آنكه صالح آنان را مرده ديد از آنان دور شد و گفت : اى قوم ، من پيغام خداى خود را بشما رسانيدم و بشما پند دادم ليكن شما پنددهندگان را دوست نداشتيد ! ( تفسير ادبى و عرفانى ) 73 - وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً . آيه . مراد از برادر در اين مورد و در مورد لوط و شعيب نيز برادر دينى و حقيقى نيست بلكه برادر صورى و نژادى است و چون نسبت برادرى به آنها داده شد و حقيقى نبود لاجرم در قيامت بگسلد و هيچ اثر از آن نماند ! و اينكه خداوند در شأن روز قيامت فرمود : برادر از برادر فرار مىكند و در مورد مؤمنان فرمود : مؤمنان باهم برادرند منظور برادران دينى است نه از روى نسبت و خويشاوندى . لاجرم فردا در قيامت آن برادرى بيفزايد و بپيوندد . خداوند پيغمبران را برادر امّت خواند و برادر اگرچه مشفق و مهربان باشد ، ليكن از وى هم فرقت بود هم عداوت يعنى هم جدائى و هم دشمنى ! چنان كه يوسف از برادران چه ديد و چه شنيد ! تا بدانى كه در برادرى اين همه نگنجد ! و چون حكم الهى در صفت اخوّت رفت ، خداوند مصطفى را برادر امّت نخواند بلكه تن و جان ايشان خواند كه فرمود : ( جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ) و از تن و جان خود نه هرگز دشمنى آيد و نه جدائى ! - از اينجا بود كه ديگر پيغمبران