احمد بن محمد ميبدى

321

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

اى جمالى كز وصالت عالمى مهجور و دور * بر ميانشان از غمت جز حيرت و زنّار نيست ديدنىها هست آرى ، گفتنيها روى نيست * در ميان كام افعى صورت گفتار نيست [ آيات 18 - 11 ] ( تفسير لفظى ) 11 - وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ ثُمَّ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ لَمْ يَكُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ . شما را بيافريديم آنگاه شما را چهره‌ها نگاشتيم ، پس از آن فرشتگان را گفتيم آدم را سجده كنيد ، پس همگى سجده كردند جز ابليس كه از سجده‌كنندگان نبود . 12 - قالَ ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ . خداوند شيطان را گفت : چه بازداشت تو را كه سجده نكردى هنگامى كه من به تو فرمان دادم ؟ گفت : من از او بهترم كه مرا از آتش بيافريدى و او را از گل آفريدى . 13 - قالَ فَاهْبِطْ مِنْها فَما يَكُونُ لَكَ أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ . خداوند فرمود از آسمان فرود شو ، تو را نمىرسد كه در آنجا گردن‌كشى و تكبّر كنى از بهشت بيرون شو كه تو از پستان و خواران هستى . 14 - قالَ أَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ . گفت : پس مرا مهلت ده تا آن روز كه مردم پس از مرگ برانگيخته مىشوند . 15 - قالَ إِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ . فرمود : تو از درنگ‌دادگانى ؟ 16 - قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ . پس اكنون به سبب آنچه مرا بيراه كردى ، آدم و فرزندان او را در راه راست تو و درگذر ايشان نشينم ( تا به پرستش تو موفق نشوند ) . 17 - ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ . آنگاه به ايشان از پيش و پسشان و از راست و چپشان در آيم و ( در نتيجه ) بيشتر ايشان را سپاسگزار و حق‌شناس نبينى . 18 - قالَ اخْرُجْ مِنْها مَذْؤُماً مَدْحُوراً لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنْكُمْ أَجْمَعِينَ خداوند به شيطان گفت : از بهشت بيرون رو ، نكوهيده و سرشكسته و هركس از پى تو در آيد دوزخ را از همهء آنها پر كنم . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 11 - وَ لَقَدْ خَلَقْناكُمْ ثُمَّ صَوَّرْناكُمْ . آيه . خداوند بر فرزند آدم منّت مىنهد و مىگويد : شما را آفريدم و چهره‌هاى زيباتان نگاشتم ، قد و بالاتان كشيدم ، دو چشم بينا ، دو گوش شنوا ، و زبان گوياتان دادم و منم آن خداوند كه از نيست هست كنم و از نبود بود آرم و از آغاز نو سازم ، نگارندهء روىها منم ، آرايندهء نيكوئيها منم ، با اظهار قدرت آسمانها و زمين و جمادات را آفريدم و با اظهار هيبت ملائكه و شياطين و جنّ را آفريدم و با اظهار مرحمت و مغفرت آدم و آدميان را آفريدم ، در ميان فرشتگان جبرئيل مقدم و محترم بوده و به تقرب مخصوص باشد ، نامش خادم رحمان است كه پيوسته بر بساط عدل به صفت هيبت ايستاده و هرگز بساط فضل و انبساط نديده بود ! تا آدم صفىّ نيامد ، فراق و وصال و ردّ و قبول در كار نبود ، حديث دل و دل آرام در ميان نبود . اين عجايب و ذخاير همه در جريدهء عشق است و تنها دل آدم