احمد بن محمد ميبدى

305

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

116 - وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ . آيه . گروه خداپرستان كه وفد خدايند بسيار اندكند اما با وزن و بسيار خطيرند و اهل باطل بسيارند اما بىوزن و سبك و بىمعنى ! يك جهان مجاز را يك ذره حقيقت بس ، يك عالم بيهوده و باطل را يك يافت خداوند بس ! يك تپانچه شير و زين مردارخواران يك جهان ! * يك صداى صور و زين فرعون طبعان صد هزار ! اى محمّد اگر تو اينان را از روى عدد و كثرت بينى ، تو را به فتنه افكنند و اگر با ايشان سازى ، تو را از حق بازدارند ، فرمان ما را گردن نه ، و از ايشان روى گردان . 118 - فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ . آيه . اين حكم در تفسير ، مخصوص ذبايح است و از روى اشارت منع از غافل خوردن و پرخوردن ، چه هرچه به غفلت و شره خورند جز طبع درنده‌خوئى قوّت نگيرد و جز هواجس نفس و وساوس شيطان از آن نرويد ، اصل مسلمانى پاكى سينه و روشنائى دل است و راه آن پاك داشتن تن است ، چنان كه حواس ظاهر چون چشم و گوش و زبان بايد پاك باشد و جملهء حركات به ميزان شرع بود ، و راه پاكى حواس ، پاكى پوست و گوشت است ، چنان كه از حلال رسته باشد و راه پاكى پوست و گوشت لقمهء حلال است و چون لقمه حلال بود ، خوردن آن روا باشد ، ليكن تا وقتى كه شره و حرص و آرزوى غفلت در سينهء آدمى بود حلال‌خوار نباشد ! و راه اسير كردن آز و شره آنست كه چون در حال خوردن است بر سر ذكر و ياد خدا باشد و با آگاهى و آداب طريقت و شريعت خورد . دوازده شرط بايد تا يك لقمه به شرط دين خورد : چهار شرط واجب : حلال خوردن ، پاكيزه خوردن ، خداى را روزى ده دانستن ، شكر او گزاردن و چهار شرط مستحبّ : بسم اللّه گفتن ، پيش از خوردن دست شستن ، از گوشهء ظرف خوردن ، در آخر الحمد اللّه گفتن ، چهار شرط ادب : راست و درست نشستن ، به لقمهء كسى ننگريستن ، از پيش خود خوردن ، پس از خوردن دست و دهان شستن . چون خوردن با اين شرائط باشد فردا در آن حساب نباشد و آن را ثواب دهند . [ آيات 127 - 120 ] ( تفسير لفظى ) 120 - وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ إِنَّ الَّذِينَ يَكْسِبُونَ الْإِثْمَ سَيُجْزَوْنَ بِما كانُوا يَقْتَرِفُونَ . گناهان آشكار و بزه‌هاى پنهان واگذاريد ، كسانى كه كار با بزه مىكنند و گناهكار هستند پاداش كارهاى بد خود را خواهند ديد . 121 - وَ لا تَأْكُلُوا مِمَّا لَمْ يُذْكَرِ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ إِنَّهُ لَفِسْقٌ وَ إِنَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ إِلى أَوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلُوكُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ . نخوريد از ذبح شده‌اى كه بر آن نام خدا ياد نشده كه خوردن آن حرام است و بيرون از اطاعت ، همانا ديوان سخنان كژ را به دلها و گوشهاى دوستان خويش آراسته مىكنند تا با آن با شما پيكار كنند و اگر شما ايشان را فرمان بريد و اطاعت كنيد شما هم همچون ايشان مشرك هستيد . 122 - أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْكافِرِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ . آيا كسى كه به بيگانگى دل مرده بود و ما او را به ايمان زنده كرديم و او را روشنائى داديم تا با آن در ميان مردمان رفت و آمد مىكند ، مانند كسى است كه در تاريكيها گرفتار و هرگز از آن بيرون شدنى نيست ؟ اين‌چنين براى كافران آنچه را كه مىكنند آرايش دادند ! 123 - وَ كَذلِكَ جَعَلْنا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ أَكابِرَ مُجْرِمِيها لِيَمْكُرُوا فِيها وَ ما يَمْكُرُونَ إِلَّا