احمد بن محمد ميبدى
303
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
114 - أَ فَغَيْرَ اللَّهِ أَبْتَغِي حَكَماً وَ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ إِلَيْكُمُ الْكِتابَ مُفَصَّلًا وَ الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْلَمُونَ أَنَّهُ مُنَزَّلٌ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ . آيا جز خداوند داورى و فرمانرانى جويم ؟ درحالىكه او بسوى شما اين نامه را ( تورات ) فروفرستاد و كسانى كه ما به ايشان تورات داديم مىدانند كه آن از جانب خداوند به حق نازل شده ، پس تو ( اى محمّد ) از شكداران و دودلان و گمانداران مباش . 115 - وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ . و سخن خداى بر راستى و هموارى و درستى تمام و سپرى شده و كلمات او را كس نتواند تبديل كند و اوست خداوند شنواى دانا . 116 - وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِي الْأَرْضِ يُضِلُّوكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ . اگر فرمان بيشتر مردم زمين را برى و مراد آنها را نگاهدارى ، تو را گمراه خواهند كرد ، آنان جز از پندار و گمان پيروى نمىكنند و آنان نيستند مگر كسانى كه دروغ مىسازند . 117 - إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ مَنْ يَضِلُّ عَنْ سَبِيلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ . خداوند تو از همه كس از حال كسانى كه گم گشته و از راه در رفتهاند داناتر است و او داناترين كس به راهيافتگان حق است . 118 - فَكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ إِنْ كُنْتُمْ بِآياتِهِ مُؤْمِنِينَ . پس بخوريد از آنچه در كشتن آن خداى را ياد كردند ، اگر شما به سخنان و آيات خداوند گرويدهايد . 119 - وَ ما لَكُمْ أَلَّا تَأْكُلُوا مِمَّا ذُكِرَ اسْمُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ قَدْ فَصَّلَ لَكُمْ ما حَرَّمَ عَلَيْكُمْ إِلَّا مَا اضْطُرِرْتُمْ إِلَيْهِ وَ إِنَّ كَثِيراً لَيُضِلُّونَ بِأَهْوائِهِمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُعْتَدِينَ . چه رسد شما را و چه عذر است شما را كه از آنچه بنام خداوند ذبح شده نمىخوريد ؟ درصورتىكه آنچه بر شما خوردن آن حرام شده به تفصيل شرح داده شده ، مگر آنچه بيچاره مانيد و از خوردن آن ناچار باشيد ، و بدانيد كه بيشتر مردمان بواسطهء هواها و هوسهاى خود از راه به بيراهه مىروند بىهيچ دانشى ! و خداى تو از همه به حال تجاوزكاران و از اندازه گذران داناتر است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 111 - وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ . آيه . اشارت است به مردودان حضرت و مطرودان شريعت كه اگر ما فرشتگان مقرّب و كرّوبيان آسمان را به زمين سوى ايشان فرستيم تا آن مهجوران را بما دعوت كنند و اگر مردگان زمين را حشر كنيم تا بر درگاه ما ارشاد كنند و جملهء حيوانات و اعيان و اجرام مخلوقات همه را به ايشان فرستيم تا آيات الهيّت ما و اعلام ربوبيّت ما بر ايشان عرضه كنند و هرچه خبر هم بود ببينند و بدانند ! تا من كه خداوندم نخواهم و ايشان را راه ننمايم نخواهند ايمان آورد و راه به شناخت ما نخواهند يافت ، چه مشتى خاك را چه رسد كه حديث قدم كند اگرنه عنايت قديم و خواست كريم باشد ! دل كيست كه گوهرى فشاند بىتو * يا تن كه بود كه ملك راند بىتو ! و اللّه كه خرد راه ندارد بىتو * جان زهره ندارد كه بماند بىتو ! تا ربّ العزّة خود را به دل بنده نشناساند و شاهدهاى صفات ازلى و قديم خود در دل او ثبت نكند ، بنده به شناخت وى راه نبرد ، آرى خداوند شمعى است تا كجا خود برافروزد و جوهرى است تا كجا وديعت نهد .