احمد بن محمد ميبدى
296
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
92 - وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ يُحافِظُونَ . اين كتاب ( قرآن ) كه ما فرستاديم ( به تو ) تورات و انجيل را گواهى كرده و استوار گرفته و براى اين است كه مردم مكّه و اطراف آنها را بيم نمائى و آگاه كنى و كسانى كه ايمان به آخرت دارند به آن كتاب ايمان آورند و نمازشان را نگاهدارى و مراقبت مىكنند و در هنگام آن مىكوشند . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 83 - وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ . آيه . حجّت خداوند بر اين امّت دو چيز است ، يكى محمّد مصطفى پيغمبر خدا و ديگرى قرآن كلام خدا ، مصطفى را برهان از طرف خود خواند ( جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ ) و قرآن را موعظهء خدا خواند ( قَدْ جاءَتْكُمْ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ ) مصطفى چراغ جهانيان و جمال جهان و شفيع گناهكاران ، و پناه نيازمندان است ، قرآن يادگار مؤمنان ، موعظت عاصيان ، انس جان دوستان ، مصطفى حجت خدا است از اين روى كه بشرى است همچون ايشان به صورت ، و نه چون ايشان به سيرت ، كجا بود بشرى كه به يك ساعت از مسجد حرام به مسجد اقصى برند و از آنجا به آسمان دنيا و از آنجا به افق اعلا ؟ و او را آيات كبرى و جنّات مأوى و ديدار مولى بنمايند ؟ كجا بود بشرى ؟ نه خواننده نه نويسنده و هرگز پيش هيچ معلّم ننشسته و آنگاه دانش اولين و آخرين دانسته و از اسرار آسمانها و زمين خبر داده ؟ ! آرى ، كه در كتاب قدم در دبيرستان ازل بسى بوده و لباس فضل پوشيده و جام لطف نوشيده است . چون در صحيفه موجودات يك نظر مطالعه كرد ، ساكنان حضرت جبروت همگى به يك بار آواز برآوردند كه : اى سيد ثقلين و اى مهتر خافقين ، هيچ روى دارد كه از آن دبيرستان قدم و از آن لوح حقيقت خبرى بازدهى ؟ سخنى گوى كه ما طالب آنيم ، سوختهء يك لمحت و تشنهء يك شربت ! پاسخ درد طالبان و تشنگان اين بود كه : آشيان آشنائى و دبيرستان درد ما جز قبّه قاب قوسين ( بارگاه خداوند ) نيست و بر تابندهء اين روشنائى ، جز شربت حوصلهء درد ما نيست ! ما را ز جهانيان شمارى دگر است * در سر بجز از باده خمارى دگر است 84 - وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ . آيه . فرمان آمد : اى پاكان مملكت و اى نقطههاى عصمت و طهارت اى آدم اى نوح اى ابراهيم و فرزندان او كه جلال قرآن شما را مىنوازد و از درگاه بىنهايت خلعت صلاحيت يافتيد و بر جهانيان دست شرف برديد و شش هزار سال شما پيغمبران را پيشى داديم تا چون سيّد كائنات قدم در كشور وجود نهد ، شما مركبها برانيد و منزلها باز بريد آنگاه كه از چهارگوشهء جهان آواز برآمد كه جاءَ الْحَقُّ * و شما پيغمبران به شتاب مركبها رانيد كه به او رسيد . 90 - أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ . آيه . هركه نه در خدمت پيرى است يا دربند استادى يا در مرافقت رفيقى ، خودروست و از خود رست چيزى نايد ، اقتدا را كسى شايد و مهترى را كسى برازد كه صحبت مهتران و پرورش ايشان يافته و بركات نظر ايشان به وى رسيده چنان كه از ميان اصحاب چند نفر را به خود نزديك گردانيد ، چون اثر نظر خود در ايشان بديد « 1 » .
--> ( 1 ) نوشتهاند : كه اهل تسنن اين آيه را دليل خلافت ابو بكر و عمر دانستهاند ولى شيعيان آن را دليل نمىدانند زيرا اين آيت راجع به همه صحابهء رسول است و مربوط به تعيين خليفه نيست !