احمد بن محمد ميبدى
282
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
كه پيش از اين ، همه با تو چون بودند ، آشنا و بيگانه ، خويش و پيوند ، همه دوست تو بودند و محمّد امين مىخواندند ، امانتها نزد تو مىگذاشتند ، در محافل و مجالس تو را در صدر مىنشاندند ! چون پيك آسمان نزد تو آمد و جلال و عزّت دين اسلام در گفتار و كردار تو نهادند ، حالت و كار آنان بگشت ، دوستان همه دشمن گشتند ! يكى مىگفت ساحر است ، يكى مىگفت مجنون است ، يكى مىگفت شاعر است ، اين گفتند و رسول خدا بر استقامت خويش چنان پابرجا بود كه آن قبول و اين نگون و آن سلامت و اين ملامت نزد او هر دو يك رنگ داشت . پس چون خداوند تاج رسالت بر فرق نبوّت محمّد نهاد و درگاه عزّت وى حوالت گاه ردّ و قبول مردم آمد ، آنان همه نوميد شدند و زبان به طعن دراز كردند ! يكى گفت : يتيم است و درمانده ، خداوند گفت : به مؤمنان رحيم است و بخشنده ، ديگرى گفت : اجير است و فقير ، خداوند گفت : نذير است و بشير ، آن يكى مىگفت : ضالّ است و غبىّ ، خداوند فرمود : رسول است و نبىّ . فرمان آمد كه اى محمّد ، ما مىدانيم كه دشمنان تو را شاعر و ساحر و ديوانه خواندند ! تو شاعر نيستى ، تو رسول كونين هستى ، تو ديوانه نهاى ، صاحب قابقوسينى ، تو اسلام را صفائى ، تو شريعت را بقائى تو فرستادهء خدائى ، اين عزت و منزلت تو را بس كه ما آن توايم و تو آن مائى ! من آن توأم تو آن ما باش ز دل * گستاخى كن چرا نشينى تو خجل اى محمّد ، اگر دشمن تو را ناسزا مىگويد تو را چه زيان ؟ من مىگويم تو سراج منيرى ، بشير و نذيرى ، فتح با تو است و يارى با خداست و فضل تو بسيار است . 36 - إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ . آيه . اهل سماع زندگانند كه اهل خطاب و جوابند ، و ديگران مردگانند ، و زندگان به حقيقت سه كساند : ترسداران از بيم بطش و مكر حق ، اميدداران كه پيوسته دل در فضل و لطف حق بستهاند ، دوستداران كه زندگى به مهر كنند ، و تا وقتى دلشان با حق مىگرايد از خلق مىگريزند و شرط عمدهء اين سه حالت داشتن علم و معرفت است ، زيرا ترس بىدانش ، ترس بيگانگان است و اميد بىدانش آرزوى اميدواران است ، و دوستى بىمعرفت دوستى بىبندوباران و اباحتيان است و جملهء اين دو نوع زندگانى بنا بر توفيق يا خذلان است و اين دو نتيجه ، حكم ازل و نبشتهء در لوح محفوظ است كه فرمود : ما در هيچ چيز افراط و تفريط نكرديم و در لوح محفوظ همه چيز نبشتيم و همه كار پرداختيم و هركس را آنچه شايسته و سزاوار بود داديم . حضرت محمّد فرمود : اى امّت من كار كنيد ، عمل كنيد و بدانيد كه هركس براى كارى آفريده شده ، آنكه اهل سعادت است بسوى كارهاى سعادتبخش سرور و آنكه اهل شقاوت است به جانب كارهاى شقاوت زاد و نكبت بار مىرود . [ آيات 50 - 40 ] ( تفسير لفظى ) 40 - قُلْ أَ رَأَيْتَكُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . بگو ( اى محمّد ) چه بينى اگر بشما عذاب خدا آيد يا روز رستاخيز شود ؟ آيا جز خداى يگانه خداى ديگرى خواهيد خواند اگر راست مىگوئيد ؟ 41 - بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ ما تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِنْ شاءَ وَ تَنْسَوْنَ ما تُشْرِكُونَ . بلكه تنها خداى يگانه را خواهيد خواند ، پس آنچه را كه شما مىخوانديد اگر بخواهد بر شما آشكار خواهد ساخت و آنچه را كه شريك او قرار مىداديد فراموش مىكنيد .