احمد بن محمد ميبدى
9
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
[ آيات 12 - 6 ] تفسير لفظى 6 - إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ . آنان كه كافر شدند به ايشان يكسان است كه آنان را بيم دهى و آگاه كنى و يا بيم نكنى در هر حال ايمان نخواهند آورد . 7 - خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ خداوند به دلهاى آنان مهر نهاد و بر گوش و چشمشان پردهايست و آنان را عذابى است دردناك . 8 - وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ ، از مردمان كسانى هستند كه مىگويند ايمان آورديم به خدا و به روز رستاخيز ، درحالىكه آنها مؤمن نيستند ! 9 - يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ ، آنها ( به خيالشان ) خدا و ايمانداران را گول مىزنند درحالىكه خودشان را گول مىزنند و نمىدانند . 10 - فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ . در دلهاشان بيمارى است و خداوند بر بيمارى آنان افزود و آنها را عذابى دردنما و دردافزا است ( به سبب آنچه دروغ گفتند و پيمبر و پيام او را دروغ دانستند ؟ 11 - وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ . وقتى به ايشان گويند كه فساد و تباهى در زمين نكنيد در جواب گويند ما نيكوكار و سامان آوريم . 12 - أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ . آگاه باشيد كه آنان خود مفسد و مفسدهجو هستند و عاقبت آن را نمىفهمند و نمىدانند . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 6 - إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . - : از اول سوره تا اينجا اشاره به فضل و لطف خداوند است با آشنايان و دوستان و قهر و عدل با بيگانگان و دشمنان . خداوند را هم فضل است و هم عدل ، اگر عدل كند رواست و اگر فضل كند سزا است ولى نه هرچه در عدل روا است در فضل سزا است بلكه هرچه از فضل سزا است در عدل روا است . يكى را به فضل بخواند و حكم او را است ، يكى را به عدل براند و خواست و ارادهء او را است ، نيك آن است كه فضل بر عدل سالار است و عدل در دست فضل گرفتار ، عدل پيش فضل خاموش و فضل را حلقهء وصال در گوش ، نهبينى كه عدل با فضل همراه است و شاد آن كس كه فضل او را پناگاه است ! ثمرهء فضل سعادت و پيروزى است و نتيجه عدل شقاوت و بيگانگى ، هر دو كارى رفته و بوده و حكمى است ازلى و كارى انداخته و از آن پرداخته ! پير طريقت گفت : خدايا از آنچه نخواستى چه آيد ؟ و آن را كه نخواندى كى آيد ؟ ناكشته را از آب چيست ؟ و نابايسته را جواب چه ؟ تلخ را چه سود گرش آب خوش در جوار است ، و خار را چه حاصل ؟ كورا بوى گل در كنار است ، قسمتى رفته ، نفزوده و نه كاسته ، چه توان كرد ؟ داور اعلى چنين خواست ، شيطان در أفق بالا زيسته و هزاران عبادت ورزيده ، چه سود داشت كه نبود بايسته !
--> حضرت رسول فرمود : ايمان افراد به زبان است كه نگاهدارندهء جان و مال است و تصديق به جنان كه معرفت دل است و عمل به اركان كه كردار به ظاهر است .