احمد بن محمد ميبدى
250
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
و فرا داشتيم بر پىهاى ايشان به پديد آوردن عيسى بن مريم گواهىدهنده و استواركنندهء آنچه از تورات ميان آنها بود و او را انجيل داديم كه در آن رهنمونى و روشنائى است و گواهىكننده و استواركنندهء آنچه در تورات است از رهنمونى و پند براى پرهيزكاران . 47 - وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فِيهِ وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ . و بايد اهل انجيل به آنچه خدا فرستاده حكم كنند و كسى كه به آنچه خداى فرستاده حكم نكند از فاسقان است . 48 - وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ . و فروفرستاديم قرآن را بر تو به راستى ، گواهىكننده و استوار دارندهء آنچه از انجيل نزد آنها است و گوشوان ( حافظ ) و استواردار آن است ، پس ميان آنان به آنچه خداوند فرستاده حكم كن و از هوا و هوس آنان پيروى مكن كه تو را از آنچه به راستى به تو آمده است برگردانند . لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ فِي ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ . براى هريك از شماها شريعتى و راهى ساخته و داديم و اگر خدا خواستى همه شما را يك گروه كردى لكن براى آن است كه شما را در آنچه بشما داده است بيازمايد ، پس بسوى نيكى شتابيد كه بازگشت همه بسوى خدا است و بشما خبر مىدهد به آنچه باهم اختلاف داشتيد . 49 - وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُصِيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ . و نيز ( فرمان فرستاديم ) كه ميان آنها به آنچه فرستاديم حكم كن و هوا و بايست ايشان را پيروى نكن ، و از آنان بپرهيز كه تو را تباه نكنند ، و برنگردانند از آنچه خدا به تو فرستاده ، پس اگر از دين برگشتند بدان كه خداوند مىخواهد آنان را به گناهانشان بگيرد و بسيارى از مردم از فرمان خداى سر مىپيچند . 50 - أَ فَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ . آيا آنان حكم اهل جاهليت جويند ؟ درحالىكه از خدا نيكوتر داور كيست ؟ براى گروهى كه بىگمان و شك بر ايمانند . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 44 - إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فِيها هُدىً وَ نُورٌ . آيه . در اين آيت هم مدح بسزا است و هم تشريف تمام و هم تعظيم نيكو ، مدح آن جلال الوهيّت است و تعظيم آن كمال احديّت و تشريف بندگان در راه خدمت ، مدح با ذات مىگردد و تعظيم با صفات و تشريف با افعال ، جلال خود را خود ستود و تعظيم صفات خود را خود نمود ، و دانست به علم قديم كه نهاد بشريّت و عجز عبوديّت هرگز مبادى جلال الوهيّت در نيابد و بشناخت كمال احديّت نرسد ! و عزت قرآن به اين عجز گواهى مىدهد كه مىگويد : مردم قدر او را چنان كه بايد نشناختند چنان كه : پير طريقت گفت : خدايا ، نه شناخت تو را توان ، نه ثناى تو را زبان ، نه درياى جلال و كبرياى تو را كران ، پس تو را مدح و ثنا چون توان ؟