احمد بن محمد ميبدى

245

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

29 - إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ فَتَكُونَ مِنْ أَصْحابِ النَّارِ وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ ( برادر ستم‌ديده گفت ) من مىخواهم كه تو گناه من و گناه خودت را هر دو بردارى و از مردم دوزخ باشى كه اين است جزاى ستمكاران . 30 - فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخاسِرِينَ . پس نفس شيطانى و امّاره او او را وادار بكشتن برادر كرد و او را كشت و از آن كار از زيان‌كاران شد ! 31 - فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي سَوْأَةَ أَخِيهِ قالَ يا وَيْلَتى أَ عَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هذَا الْغُرابِ فَأُوارِيَ سَوْأَةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ . خداوند كلاغى را بينگيخت تا در زمين خاك را بر مىانگيخت تا به او بنماياند كه چگونه مردهء برادر را پنهان كند ! ( كشنده برادر ) گفت : واى بر من كاش من مثل اين كلاغ بودمى ( و مىدانستم آنچه او مىدانست ) و بدن برادر خود را پنهان مىكردمى ! پس از آن از حسرت ( نه از توبت ) پشيمان گشت ! 32 - مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَ فِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ . از جهت اين دليرى برادر و برادركشى ، بر فرزندان اسرائيل واجب كرديم كه هركس كسى را بكشد بىقصاص تنى يا بىآنكه تبه‌كارى و فساد كرده باشد ، همچنان باشد كه همهء مردمان را كشته و هركس نفسى را زنده كند چنان است كه همه مردمان را زنده كرده است . و فرستادگان ما براى بنى اسرائيل بيّنه‌ها و نشانها آوردند ! پس از آن ، شمار بسيارى از آنان در زمين به گزاف و بيهوده‌كارى و اسراف مىروند . 33 - إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ . همانا جزاى كسانى كه با خدا و رسول جنگ مىكنند و در زمين به فساد و ناايمنى سعى و كوشش دارند ، اين است كه آنان را بكشند يا دار زنند يا دست‌ها و پاهايشان را از بدكارى ببرند و يا آنكه آنان را نفى بلد كنند ( تبعيد ) اين است رسوائى آنان در دنيا و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت . 34 - إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ . جز كسانى كه پيش از آنكه به آنها دسترسى پيدا كنيد توبه كنند و پشيمان شوند ، پس بدانيد كه خداوند آمرزنده و مهربان است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) قصهء هابيل و قابيل 27 - وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ . آيه . قصّهء دو برادر است از يك پدر ، يكى صاحب دولت بر بساط ولايت ، و آن يكى از بىدولتى در مغاك وحشت ، چه توان كرد ؟ كار نه به آنست كه يكى تنبل و كسل و ديگرى فعال و با نشاط ، كار به آنست كه تا خود در ازل چه رفته باشد ، مثال آن دو برادر مثال دو شاخ درخت ميوه است كه يكى ميوهء شيرين دهد و ديگرى ميوهء تلخ ، تلخ هم از همان خورده كه شيرين خورده ، تلخ را جرمى نبوده كه تلخ آمده و شيرين را هنرى نبوده كه شيرين آمده ، آن به ارادت آمد و اين به مشيّت ، نه آن را به ظاهر علت است و نه اين را وسيلت !