احمد بن محمد ميبدى

201

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

ايمان و معرفت ، بنده را هيچ صفتى بالاتر از امين بودن نيست و بعد از كفر ، صفتى بدتر و پست‌تر از خيانت نيست ! طاعت بنده از امانت رود ، و معصيت از خيانت بود ، خيانت مايهء فساد و سر همهء نافرمانى ، امانت ركن دين است و كمال توحيد و صفت پيامبران و فرشتگان . امانتها كه قرآن و سنّت بدان گويا است سه چيز است : يكى طاعت و دين كه خداوند بر خلق عرضه داشت ديگر زنان كه نزد مردان امانتند كه پيغمبر فرمود : زنان بعنوان امانت خداوند بگيريد ؟ سوم مالى است كه نزد كسى بنهى يا رازى به او بگوئى ، كه خداوند فرمود بايد مال به اهلش برگردد و پيغمبر فرمود كه مجلسها به امانت است و اگر كسى بشما سخنى سپرد امانت بود كه بايد بشنويد و در دل نگاه داريد و آنچه ناگفتنى بود باز مگوئيد . گويند : خداوند گوش را گشاده و بىبند آفريد كه اگر خواهد و اگر نخواهد ، گوش بشنود و در دل بداند و اين شنيدن گوش و دانستن دل را بازخواستى نيست چون‌كه در اختيار بنده نيست ! اما چشم و زبان را با در و بند آفريد كه بتواند نانگريستنىها ننگرد و ناگفتنىها را نگويد و شرط امانت در هر دو بجاى آرد . نيز گفته‌اند كه در آخر عهد اسلام اول چيزى كه از دين حنيف بكاهد و روى در حجاب رود امانت است كه پيغمبر فرمود : اول چيزى كه امّت من از دست خواهد داد امانت است و آخر چيز نماز است ! اين‌گونه امانتها كه شرح داديم از روى شرع ظاهر است و اما از روى اشارت و بر مذاق اهل طريقت ، امانتها يكى اسلام است كه در سينهء مسلمان نهاده شده و ديگر ايمان است كه در دل او وديعت است و سوم معرفت است كه در ضمير او جاى دارد و چهارمى محبّت است كه در سر او تعبيه شده ، و هريك از اين امانتها را خيانتى در آن گنجد ، خيانت در سينه وسوسه است كه از شيطان رسد ، خيانت در دل شبهتى است كه از جهت نفس امّاره رسد ، خيانت در ضمير فساد و زنگ‌زدگى و تيرگى است كه از جانب هوا و هوس رسد و خيانت در سر از ديدار فرشته است كه تعبيهء آن در سر ، خيانت در امانت محبّت است ! لطيفه : از جنيد پرسيدند تعبيهء سر چيست ؟ گفت رازى است ميان خدا و بنده كه فرشته نداند كه آن را نويسد و شيطان نداند كه آن را فاسد و تباه كند و هوا و هوس نتواند آن را بسوى خويش كشد . دست ديو از سينه با ذكر حق كوتاه كن ، دست نفس امّاره با مجاهدت و كوشش در راه حق كوتاه نما ! كه هركس در راه حق مجاهدت كرد رهنمون خواهد شد ، و دست هوا را بواسطهء تسليم برضاى حق كوتاه كن ، دست فرشته را از سر ، با غيرت كوتاه كن كه غيرت شرط دوستى حق است چنان كه مهر ، ركن دوستى است ، گهى مهر ، پرده بردارد تا رهى در شادى و رامش آيد و گهى غيرت پرده فروگذارد تا رهى در خواهش آيد ، گهى مهر ، در بگشايد تا رهى به عيان نازد ، گهى غيرت پرده دربندد تا رهى در آرزوى عيان زارد ! كسى كو را عيان بايد ، خبر پيشش محال آيد * چو سازد با عيان خلوت ، كجا دل در خبر آيد 59 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ . آيه . صاحبان امر به زبان علم پادشاهان جهانند و به زبان معرفت ، شاهان دين هستند و آنان پيران طريقتند كه در هر عصرى از آنان يكى باشد . يكى از بزرگان دين گفت : خضر ( ع ) را ديدم از وى پرسيدم كه تو دوستان خداى را شناسى ؟ گفت : آرى ، گروهى معدود شناسم ! آنگاه چنين گفت : چون رسول خدا از دنيا رفت زمين به خدا ناليد كه بر من تا روز رستاخيز پيغمبرى نرود ! خداوند فرمود : من از اين امّت مردانى پديد آرم كه دلهاشان