احمد بن محمد ميبدى
191
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
نَصِيبَهُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيداً . براى هريك از مردان و زنان ( عصبه ) قرار دادهايم يعنى سهمى از ارث پدران و مادران و خويشان و كسانى كه با آنها عقد يمين يعنى قرار داد دوستى و هم ارثى باهم بستهايد و بنابراين نصيب و بهره هركدام از آنها را بدهيد كه خداوند بر هر چيزى گواه است . 34 - الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَيْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ . مردان بر سر زنان كدخدايانند و كارداران و به راست دارندگان آنان هستند ، به سبب آنچه خداوند بعض ايشان را بر بعض ديگر برترى و فضيلت داده و به سبب آنچه كه از اموال خود در راه خدا انفاق مىكنند پس زنان نيكخو ، شوهران خويش را فرمانبردارانند و زيرجامهء خويش را ( يعنى عفت ) نگاهدارانند به سبب آنچه خداوند آنها را نگاه داشته و تفضّل كرده است . وَ اللَّاتِي تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيًّا كَبِيراً . و زنانى را كه نگران نشوزشان ( نافرمانى ) هستيد و از آن بيم داريد ، پند و اندرز دهيد و جامههاى خواب را از ايشان جدا كنيد و هجرت در كلام هم تا سه روز روا باشد تا متنبّه شوند و ايشان را بزنيد ( نه زدن سخت ) در اين حال اگر از شما فرمان بردند و اطاعت كردند بر ايشان بهانه مگيريد و راهى براى بيداد و ستم بر آنها مجوئيد كه خداوند از هر چيز بهتر و برتر و مهتر است « 1 » . 35 - وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً خَبِيراً . اگر از ناسازگارى و خلاف ميان زن و شوهر بيم داريد پس داورى از سوى مرد و داورى از سوى زن برگماريد تا اگر در دل اصلاح و آشتى خواهند ، خداوند ميان آنها برآمد سازد و باهم ساختن پديد آرد ، كه خداوند دانا و هميشه آگاه است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 31 - إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ . آيه . گناهان بزرگ ( كبيره ) در راه شريعت ، آنها است كه ياد شده ولى گناهان بزرگ اهل صحبت در كوى طريقت به زبان اشارت نوعى ديگر است و ذوقى ديگر دارد ، چون اهل خدمت ديگرند و اهل صحبت ديگر ! خدمتيان مزدورانند و صحبتيان مقرّبانند ، طاعت خدمتيان كبيرهء مقرّبان است و نشانهء گناهان بزرگ آنست كه آدمى را در روش خويش گاهگاهى فترتى بيفتد كه فطرت او مغلوب اوصاف بشريّت شود و حيات ايشان در معرض رسوم و عادات نكوهيده افتد و حقايق ايمان به شوائب اغراض و حظّهاى نفسانى آميخته و آلوده گردد ، در آن حال اگر ندائى از غيب به داد آنان نرسد و اميدى از صحبت ارادت و صدق و سرور و وجد آنان را پيش نيايد و دست نگيرد ، هيچگاه از چاه به خودى خود بيرون نيايند ! بزرگان دين گفتهاند : كه مرد تا به سر اين خطرگاه نرسد و اين مقام فترت بازنگذارد پير طريقت نشود و مريد گرفتن را نشايد ، مردى بايد كه هزار بار راه گم كرده باشد تا كسى را از بيراهى به راه باز آرد كه اول راه به راه بايد آنگه راه بايد ، آن كس كه همواره بر راه باشد راه داند ولى راه به راه نداند ! و سرّ زلت پيمبران و وقوع فترت ايشان همين است ! 32 - وَ لا تَتَمَنَّوْا ما فَضَّلَ اللَّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ . آيه . بزرگان دين و عرفان در اين معنى گفتهاند كه هركس پنداشت كه نابرده رنج به مقصود مىرسد او ( آرزودار ) است و هركس پنداشت كه تنها با رنج و تعب به مقصود
--> ( 1 ) اين آيه ناظر به زنهاى عصر جاهليت است كه فاقد هرگونه تربيت و تعليم بودند .