احمد بن محمد ميبدى
1
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
سورهء - 1 - فاتحه - مكّى - 7 آيه - جزو اوّل [ تفسير لفظى ] 1 - بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - بنام خداوند جهاندار بخشندهء مهربان . 2 - الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ - ستايش نيكو و ثناى بسزا خداوند جهانيان راست . 3 - الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - فراخ بخشايش مهربان . 4 - مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ - پادشاه روزشمار و پاداش . 5 - إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ - تو را مىپرستيم و از تو يارى مىخواهيم . 6 - اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ - رهنمون باش ما را به راه راست و درست . 7 - صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ - راه كسانى كه نوازش كردى و بر آنها نيكوئى نمودى . غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ - نه راه جهودان خشم بر ايشان شده و نه راه ترسايان گم اندر راه ! تفسير ادبى و عرفانى 1 - بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ : نزد اهل عرفان : ب ، بهار خدا و سين ، سناى خدا و ميم ، ملك خدا . نزد اهل معرفت : ب بهاى احديّت سين سناى صمديت ، ميم ملك الوهيت . بهاء او قديم ، سناء او كريم ، ملك او عظيم . بهاء او با جلال ، سناء او با جمال ، و ملك او بىزوال . بهاء او دلربا ، سناى او مهرفزا ، ملك او بىفناء . اى پيشرو از هرچه به خوبى است ، جلالت * اى دور شده آفت نقصان ، ز كمالت زهره به نشاط آيد چون يافت سماعت ! * خورشيد به رشك آيد چون ديد جمالت ؟ نزد اهل ذوق : - ب برّ با اولياء ، سين سرّ با اصفياء ، ميم منّت بر اهل ولاء ، ب برّ او با بندگان ، سين سرّ او با دوستان ، ميم منّت او بر مشتاقان . اگر نيكى او نبودى ، چه جاى تعبيهء سرّ او بودى ؟ و گر منّت او نبودى ، بنده را چه جاى وصل او بودى . و بر درگاه جلال او چه محل بودى ، گر مهر ازل نبودى بنده چگونه آشناى لم يزل بودى ؟ آب و گل را زهرهء مهر تو كى بودى اگر * هم به لطف خودى نكردى در ازلشان اختيار مهر ذات تو است الهى دوستان را اعتقاد * ياد وصف تو است يا رب غمگنان را غمگسار دنيا بنام خدا خوش است و عقبى به عفو او و بهشت به ديدار او ، در دنيا اگرنه پيغام و نام خدا بودى ، بنده را چه جاى منزل بودى ، و در عقبى اگرنه عفو و كرمش بودى ، كار بنده مشكل بودى ، در بهشت اگرنه ديدار دلافروز او بودى شادى درويش به چه بودى ؟ خدايا به نشان تو بينندگانيم ، به شناخت تو زندگانيم ، به نام تو آبادانيم ، به ياد تو شادانيم ، به يافت تو نازانيم ، مست از جام مهر تو مائيم ، صيد عشق در دام تو مائيم . زنجير معنبر تو دام دل ما است * عنبر ز نسيم تو غلام دل ما است در عشق تو چون خطبه بنام دل ما است * گوئى كه همه جهان به كام دل ما است