احمد بن محمد ميبدى
189
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
28 - يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَ خُلِقَ الْإِنْسانُ ضَعِيفاً . خداوند مىخواهد كه بار شما سبك كند چون آدميان ضعيف آفريده شدند . 29 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كانَ بِكُمْ رَحِيماً . اى كسانى كه گرويدهايد ، مالهاى يكدگر را ميان خودتان به ناشايست و ناروا نخوريد ، مگر آنكه بازرگانى با رضايت خاطر و همداستانى دلهاى شما باشد و خود و يكدگر را نكشيد و در خون خود مباشيد ( يعنى سم نخوريد و خود را غرق نكنيد ) كه خداوند نسبت بشما مهربان است . 30 - وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ عُدْواناً وَ ظُلْماً فَسَوْفَ نُصْلِيهِ ناراً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً . و هركس چنين كارى از روى دشمنى و ستم كند ، به زودى او را در آتش دوزخ مىسوزانيم و اين كار بر خداوند آسان است . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 25 - وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ . آيه . خداى جهانيان ، رهىدار مهربان ، نوازندهء بندگان ، سازندهء كار ايشان ، تابندهء عنايت خويش بر دوستان ، آرايندهء دوستان خويش به لباس احسان ، خداوند بخشنده و بر بخشودن پاينده ، و هركس را بر خويش نماينده ، نهبينى كه نيازمندان را رخصت نكاح كنيزان داد و فرمود : اگر نمىتوانيد خوددارى كنيد و توانا بر نكاح زن آزاد نيستيد ، براى آنكه از عفاف بيرون نرويد كنيزك را نكاح كنيد ، اين خود راه رخصت ضعيفان است كه بر خود نتاوانند و توانائى ندارند . ليكن عمل جوانمردان طريقت و مجاهدان راه حقيقت رنگى ديگر دارد و عشق آنان ذوقى ديگر ! نه عذر رخصت ايشان را بفريبد نه سلطان شهوت بر ايشان برتاود ، گوئى مشمول اين ندا هستند كه بر داود آمد ، خداوند به داود فرمود : اى داود : خويشان و نزديكان خود را از شهوترانى دنيائى پرهيز ده ، چون دلهائى كه در پى شهوت دنيا است از من دور و در پردهء فراموشى مهجور است . . . . وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ . آيه . اين آيت تعريض است از كفايت وظيفهء دينى و اشارت است به تقديس خداوند و منزه بودن از جفتى با مريم ! درصورتىكه بندگان خود را از نكاح با كنيزك عار داشت جز به وقت ضرورت ! يعنى كه تا خداى را از مناكحت با پرستندهء خود پاك و منزه دانند ! ولى انسان ضعيف و مضطر را به نكاح كنيزك دل خرسند كرد و گفت : همه از آدم و حوا هستند و در عقيدهء دين همه باهم ، و هم شكل و همه جنس يكديگرند ، و البته همجنس با همجنس پرواز كند و همشكل با همشكل گرايد ، پس جفت داشتن و به جفت گرائيدن ايشان را سزد و خداوند يكتا و بيگانه را كه شكل و مانند و همجنسى نيست ، جفت داشتن نه سزد چه او را كفو و همسرى نيست . . . . وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ . آيه . اگر گرد رخصت نگرديد و در قهر نفس شكيبا باشيد و از نكاح كنيزك هم خوددارى كنيد ، شما را بهتر بود و راه جوانمردان اين است ! و دوستان خود اين كنند و با اين همه خداوند استمالت بنده را فرونگذاشت و امر به صبر نداد ، بلكه گفت : اگر صبر كنيد و به رخصت فرونيائيد و مردانه در راه احتياط رويد ، شما را جاى نوازش هست و اگر نتوانيد ، شما را عذر هست از آنكه شما ضعيفانيد و بر خود برنتاوان ، بارى لاف مردان چه زنيد ؟ و جاى مردان چه گيريد ؟ برگ بىبرگى ندارى لاف درويشى مزن * رخ چو عياران ندارى جان چنان مردان مكن !