احمد بن محمد ميبدى
179
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى أَلَّا تَعُولُوا . و اگر مىترسيد كه در كار يتيمان به داد رفتار نكنيد ، پس از زنهائى كه براى شما پاك و حلال است ( يا از مادر يتيمان ) دوگانه و سهگانه و چهارگانه بگيريد ولى اگر مىترسيد كه با آنها به عدالت و مساوات رفتار نكنيد پس يك زن بيشتر نگيريد و اگر از عهدهء دادگرى با يك زن آزاد هم بر نمىآئيد به زنان برده و كنيز اكتفا كنيد ، اين امر نزديكتر است به اقتصاد و اينكه با هزينهء كم شما را خدمت مىكنند و شما هم از آنها تمتّع مىبريد . 4 - وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَكُلُوهُ هَنِيئاً مَرِيئاً . كابينهاى زنان را كه نامزد كردهايد و فريضهايست كه خداوند به آنها بخشيده تمام و كمال بدهيد اگر زنان خوشمنش باشند كه چيزى از مهر ( كابين ) خود را بشما بدهند ( ببخشند ) پس بخوريد به گوارائى و خوشى . 5 - وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً وَ ارْزُقُوهُمْ فِيها وَ اكْسُوهُمْ وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً . اموال خود را ( مال آنها كه نزد شما است ) به سفيهان و بىخردان كه خداوند شما را بر آنها قيّم قرار داده به آنها ندهيد ولى روزى روزانهء آنها را بدهيد و جامه هم به آنها بپوشانيد و با آنها سخن نيكو گوئيد و با گفتار پسنديده با آنها رفتار كنيد . ( تفسير ادبى و عرفانى ) بِسْمِ اللَّهِ . آيه . تفسير مفصّل ( بِسْمِ اللَّهِ ) در آغاز سورهء ( حمد ) بيان شده . 1 - يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا . آيه . اى نقطهء انسانيت ، اى صفات بشريت ، تقوى پناه خويش گيريد و آن را ملازم باشيد كه صيانت بندگان به اوست و رستگارى رهيگان در اوست ، تقوى آنست كه بنده فرمان شرع را سپر خويش سازد تا تير نهى به دو نرسد و آن را سه رتبت است : اول آنكه در پناه كلمهء توحيد شود و از هرچه شرك است بپرهيزد . دوم آنكه به پناه طاعت و عبادت شود و از راه معصيت برخيزد . سوم آنكه به پناه احتياط شود و از شبهت بگريزد . هركه اين سه منزل تقوى را به صدق باز برد ناچار به مقصد رستگارى رسد كه خداوند خود فرمود : پرهيزكاران را در پناه خويش گيرد و به آنها بدى و اندوهى نرسد . خواهر ( بشر حافى ) يكى از عارفان مشهور ، از يكى از پيشوايان اسلام پرسيد : من بر بام خانه دوك ريسم ، در آن حال مشعل طاهريان بگذرد و من در روشنى آن تابى از ريسمان دربندم ، روا باشد يا نه ؟ عارف شناسائى آن زن را خواست گفت : من خواهر بشر حافى هستم ، گفت : الحق كه خواهر آن بزرگوارى ! پس هرگز در مشعل ديگران تاب مبند كه برادرت هر وقت دست به طعامى شبههناك بردى ، دست از او اطاعت نكردى ! مصطفى در وصف كردگار جهانيان و خداوند عالميان گفت : خداوند مىفرمايد : چون بندهء من همه مرا خواند و همه مرا داند و همه مرا باشد ، من نيز روى دل خود با وى گردانم و درب همهء شهوتها و ارادتها و شهوتها و بايستها بر او دربندم و اغيار را به تمامى از دل او بيرون كنم ، عشق با ما گفتن و از ما شنيدن را بر جان و دلش مسلط گردانم ، بر بساط عشقش آرام دهم . تيغ غيرت ازل بالاى سرش بدارم ، تا اگر خواهد با ديگرى نگرد يا به كس طمع كند يا به ديگرى بازارى سازد ، او را فرا نگذارم . آرى چون ما او را خواهيم ، دانيم كه به غارت چون بايد برد ، امروز او را به شحنهء تقوى سپاريم تا او را در حمايت