احمد بن محمد ميبدى

166

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

159 - فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ . آيه . اى مهتر كائنات ، اى كريم مهربان ، اى رحيم بر همگان ، همه را به راه راست رهنمون هستى و به راه صواب مىرانى و بر خوان عزّت مىخوانى و به سعادت جاودانه مىرسانى ، يتيمان را چون پدرى و بيوه‌زنان را چون شوهرى ، آشنا را نوازنده‌اى ، و بيگانه را راه نماينده‌اى ، جهانيان را عين رحمتى و بندگان را سبب كرامتى ، اى سيّد سادات اين همه هست ، بنگر تا خود را نه‌بينى ، و از كارهاى خود ندانى ، كآن همه مائيم ، و ما نواختيم و ما ساختيم و تو را بران داشتيم و به خوش‌خوئى بداشتيم . اى مهتر با مؤمنان و دوستان همچنين مىباش ، هم به اين مهربانى و هم به اين خوش‌خوئى . اما با كافران لختى درشت‌تر شو و با ايشان جهاد كن . لطيفه : بسا فرق است ميان حبيب و كليم . حبيب را با كافران به درشتى فرمان داد و از مداهنت باز خواند كه در خوى وى همه رفق و مداراة و نرمى بود و كليم را به ضد آن امر فرمود كه برو نزد فرعون و او را با سخن نرم دعوت به حق كن ، چرا كه در او همه حدّت و غلظت بود ! . . . وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ . آيه . اى سيّد ، اگر تو ياران را شراب توحيد صرف بىآميغ حظّ و لذت دهى از تو بگريزند و گرد تو نگردند ، كه حوصلهء ايشان برنتابد آنچه حوصلهء تو برتابد ! كسى كه شام و چاشتش با احديّت بود ، ديگران را با وى چه برابرى بود . مصطفى خلق نيك و ادب دين را به خلق نيك آموخت و گفت : با هركس به قدر عقل وى سخن گوئيد و آنچه برمتابد بر او منهيد . هركسى را جام او بر جان او همسان كنيد * هركسى را نقل او با عقل او هم برنهيد . . . فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ . آيه . اى سيد تقصيرى كه در حق تو و در كار تو كرده‌اند عفو كن و براى آنان آمرزش بخواه . عفو آنان اشاره به جمع است چون بعنوان حكم است و حاكم مطلق خدا است ولى استغفار اشاره به تفرقه است كه در مقام تذلّل و عبوديت است ، و اين است سنّت خداوند با پيمبران و خاصان كه ايشان را گاه در جمع دارد و گاه در تفرقت ، كه جمع بىتفرقت كفر است و تفرقت بىجمع شرك ، جمع عين حقيقت است و تفرقت راه عبوديت ، آن كس كه اين خصلت در وى جمع شد بر طريقت و شريعت مستقيم گشته است . . . . وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ . آيه . حالات روندگان در اين راه يكسان نيست ، يكى مقصر است او را عفو كن ، يكى توبه كار است و پشيمان ، از بهر وى آمرزش خواه ، يكى رام و مطيع است با او مشورت كن و در مقام عزم به خدا توكّل كن و عزم را سه مرحله است : يكى عزم توبه ، ديگرى عزم خدمت و سومى عزم حقيقت و بناء هر سه عزم بر توكّل است و اصل توكّل يقين است و شرط توكّل ايمان است و ثمرهء توكّل دوستى حق تعالى است كه خداوند توكّل‌كنندگان را دوست دارد . عارف بزرگوار ابو على دقاق گويد : توكّل را سه رتبت است : اول توكّل مطلق دوم تسليم سوم تفويض ، توكّل بدايت است و تسليم وساطت است و تفويض نهايت ، توكّل صفت همهء پيمبران است بطور عموم و تسليم صفت خاص ابراهيم است و تفويض صفت خاص الخاصّ مصطفى است ! صاحب توكّل گوش بر وعدهء حق دارد ، صاحب تسليم با علم حق آرام دارد ، و صاحب تفويض به حكم خداوند رضا دهد ! آنكه با توكّل است طالب عطا ، آنكه با تسليم است منتظر لقاء ، و آنكه با تفويض است در مجمع روح و ريحان آسودهء رضا است . سهل تسترى ( عارف بزرگوار ) گفت : توكّل حال رسول خدا و كسب سنّت او است ، هركه بر كسب طعن كرد