احمد بن محمد ميبدى

155

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

دولت و اولياء مملكت بر پشت باد اندر هوا ايستاده بود ! مورچه‌اى به راه وى آمد و گفت : اى پيغمبر ، خداوند با تو چه كرامت در اين جهان كرده ؟ جواب داد چنان كه مىبينى باد را بفرمان من كرده ! گفت اى پيغمبر خبر دارى كه اين چه اشارت است ؟ مىگويد : آنچه را به تو از اين مملكت دادند همچون باد است از باد در دست داشتن چه حاصل ! 118 - لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِكُمْ . آيه . اقتضاى اين آيت آنست كه هرچه در راه بنده آيد كه سر به فسادى زند ، از آن بايد احتراز نمود و دورى كرد و آن چهار چيز است : يكى دنيا ، ديگرى خلق ، سوّمى نفس ، چهارمى شيطان . دنيا توشه و زاد است و تو مسافر در كشتى نشسته ! اگر زيادت برگيرى كشتى شكسته و غرق شود و تو هلاك شوى ، خواهى كه از فتنهء دنيا رهائى يا بى بدان و بخوان كه : سبك باران رستند و گران باران خستند ! دوم خلق است كه تا رانده از درگاه حق نبود گرد خلق نگردد ، چه هركه با خلق آرام گرفت از حق بازماند ! دوستى حق و دوستى خلق در يك دل باهم جمع نشوند . مهر خود و يار مهربانت نرسد * اين خواه گر آنكه اين و آنت نرسد سوم نفس است كه مايهء هر سودائى است و اصل هر غوغائى ، اگر توفيق رفيق بود و در جهاد با نفس او را دست باشد ، كارت چنان آيد كه رستگار شوى . چهارم شيطان است كه خداوند به او فرمود : برو با آنها در مال و فرزند شريك باش . امّا نه هر دلى خانهء شيطان بود ! دل باشد كه حرم رحمان بود و شيطان نيارد كه گرد وى گردد كه بسوزد ! يكى از بزرگان عارفان به در خانه‌اى بر مىگذشت ، شيطان را ديد كه سر به در فرا مىگيرد ، گفت : اينجا چه مىكنى ؟ گفت : اينجا مردى خفته و نامردى نماز مىگزارد ، خواهم كه درون روم و او را وسوسه كنم ، لكن از تير غمزهء آن خفته نمىيارم كه اندر روم ! 119 - ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يُحِبُّونَكُمْ . آيه . مؤمنان كه دلهاى صافى و طبع كريم داشتند ، شفقت و رحمت خود از ديگران باز نگرفتند و ايشان را نيك خواستند و دل در اسلام ايشان بستند و نجات ايشان خواستند و رحمت خدا دريغ نداشتند ، اما كافران كه نه در دل صفا و نه در طبع وفا دارند هرگز مؤمنان را نيك نخواهند و دوست ندارند و به نيكى ايشان اندوهگين شوند و به بدى آنان شاد گردند . آرى هركس آن كند كه شايستهء او است ، مؤمن بايد كريم باشد و مهربان ، كه سزاى ايمان كرم است و جوان‌مردى ! و كافر بايد لئيم باشد و بدخواه كه سزاى كفر ناكسى است . [ آيات 132 - 123 ] ( تفسير لفظى ) 123 - وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . به درستى كه خداوند شما را در جنگ بدر يارى كرد درحالىكه شما در چشم دشمن خوار و سست بوديد ! پس از انديشى نسبت به خداى و گله كردن از وى بپرهيزيد تا از سپاس‌گزاران باشيد . 124 - إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَ لَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلاثَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُنْزَلِينَ . ياد دارى آن‌گاه كه مىگفتى به مؤمنان آيا شما را بسنده نبود كه خداوند شما را به سه هزار ملائكه فروفرستادهء از آسمان يارى داد ؟ 125 - بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ يَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ