احمد بن محمد ميبدى

150

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

در آن تمام ( نه قصر ) حجّ بدان تمام و دعا در آن مستجاب و زندگى در آن قربت ، و مرگ در آنجا شهادت است . 97 - فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ . آيه . در آن خانه نشانهاى روشن است يكى از آن نشانه‌ها مقام ابراهيم است كه از روى ظاهر ، اثر قدم ابراهيم بر سنگ خاره است كه روزى قدم بر آن برداشت ، لاجرم خداوند آنجا را قبلهء مؤمنان قرار داد ، اشاره به اين است كه هركس يك قدم در راه وفاى خدا برداشت باطن وى قبلهء نظر حق گردد و ابراهيم آنچه داشت از مال و جاه همه را در راه خدا درباخت و فرزند را كه به قربان داد و مال را به مهمان ! و به زبان حال گفت : امروز كه ماه من مرا مهمان است * بخشيدن جان و دل مرا پيمان است دل را خطرى نيست سخن در جان است * جان افشانم كه روز جان‌افشان است ابراهيم را گفتند : چه شد كه دل از همه برگرفتى و همه درباختى ؟ گفت : سلطان دوستى ، قاهر است و با كسى و با چيزى نسازد و جاى خالى خواهد - پس چون از نهاد خويش و ديگران پاك بيرون شد بر او منشور دوستى زدند پس مقام ابراهيم را شرف از سنگ نيست بلكه از اثر قدم ابراهيم است . حجّ خانهء خدا : . . . . وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ . آيه . سفر حج بر مثال سفر آخرت است ، هرچه در سفر آخرت پيش آيد از احوال و اهوال و مرگ ، همه نمودار رستاخيز است و زيركان چون اين سفر پيش گيرند هرجا رسند از آخرت ياد كنند و عبرت گيرند و چون از اهل و عيال و دوستان وداع كنند ، مثال سكرات مرگ و حالت نزع است كه با همه وداع كنند و اينكه زاد سفر ساختن گيرد از آنست كه داند آن با وى نماند و زاد باديه نشايد و داند كه طاعت با ريا و با تقصير در توشهء آخرت نبايد و بايد راستى و راست‌كارى پيشه كند كه گفته‌اند : راست‌كارى پيشه كن كاندر مصاف رستخيز * نيستند از قهر حق جز راستكاران رستگار و اينكه لبّيك لبّيك گويد ، به جواب نداى حق از نداى روز قيامت برانديشد . گويند : حضرت على بن الحسين ( ع ) را در وقت احرام ديدند زرد روى و لبّيك نمىگويد ! سبب را پرسيدند ؟ فرمود : ترسم كه اگر گويم لبّيك جواب ردّ رسد و آنگاه گفت : شنيده‌ام هركس از مال شبهت حج كند لبّيك او را جواب ردّ دهند . و اما طواف و وقوف عرفه و آن اجتماع انبوه مردم و خروش و زارى به زبانهاى گوناگون ، همه به عرصهء قيامت ماند كه همه خلايق گرد آيند و هركس به خود مشغول و در انتظار ردّ يا قبول است ! [ آيات 109 - 102 ] ( تفسير لفظى ) 102 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ وَ لا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ . اى كسانى كه ايمان آورده‌اند ، از خشم و عذاب خداوند پرهيز كنيد بسزا پرهيزيدن و نميريد جز آنكه مسلمان باشيد . 103 - وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً . همگى دست بزنيد به حبل خداوند و پراكنده نشويد و نعمتهاى الهى را ياد بياوريد كه همگى دشمن يكدگر بوديد و خداوند ميان دلهاى شما الفت نهاد و فراهم آورد تا همگى باهم برادر شديد . وَ كُنْتُمْ عَلى شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ