احمد بن محمد ميبدى

122

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

4 - . . إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا . آيه . تا كى حق خويش فداى اين رميدگان كنى ، كه هزيمت ايشان از سياست كيفر ما است ، تا كى گرد دلهاى زنگار گرفته ايشان برآئى ؟ كه خرابى آن دلها از صولت عزّت ما است ، تا كى تدبير گشادن آن قفلها كنى ، كه نقش آن مهر از خزينهء عدل ما است ، تا كى وعد و وعيد و ناز و نعيم به سمع بو جهل‌ها فروخوانى ، كه ناشنوائى گوش آنها نشانهء قهر ما است ، تا كى معجزه‌ها به آنان عرضه نمائى ، كه نابينائى چشم آنها از حكم ما است ! 5 - إِنَّ اللَّهَ لا يَخْفى عَلَيْهِ شَيْءٌ . . آيه . آرى چنين است اى خداوند داناى پاك‌دان ، نيك‌دان ، همه‌دان ، دوربين نزديك‌دان ، توئى از نهان آگاه ، و آگاه به ، هرگاه ! از راز دلم جملگى آگاه توئى * اندر دل من به گاه‌وبيگاه توئى تو را چه بانگ بلند ، چه راز باريك ، چه روز روشن چه شب تاريك ، اى شنوائى كه همهء آوازها شنوى ، اى دانائى كه به همه رازها رسى ، اى بينائى كه همه دورها بينى ! هر آن چيزى كه شد پنهان ، نبيند ديدهء ما آن * بهر چيزى كه شد پنهان ، بود يزدان ما بينا كرا باشد بصر زين‌سان ، كه هريك ذرّه زين عالم * نگردد زو گم از وادى ، نپوشد زو شب يلدا 6 - هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ . . آيه . در اينجا سخن در دو چيز است يكى اثبات صورت آفريدگار و ديگرى بيان قدرت او و اظهار نعمت و نهاد منت در تقدير و تصوير خلق به صورت خالق ! كه فرمود : آدم به صورت خداوند خلق شد ، چه كه حق صورت و وجه تابان است ليكن خلق از دريافت چگونگى و كنه آن ناتوان و عاجز ، چنان كه خود به خلق نمايد ، وجه و صورت او به خلق نماند ، صورت خلق فانى و ناچيز شود و صورت خداوند با جلال و اكرام و باقى و با سبحات نور و برقهاى درخشان ، كه اگر حجاب از آن بردارد از روشنائى و درخشان وى آسمان و زمين بسوزد و ريزد ! گر يك نظرت چنان كه هستى نگرى * نه بت ماند نه بت‌پرست و نه جنّ و پرى اما سخن از تصوير كه خداوند بر آدميان منت نهاد و اين صورت كمال و چهرهء جمال كه آنان را داد كه فرمود : - فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ * و اين تخصيص از ميان همه جانوران به آدميان داد كه جز ايشان كسى را اين منزلت نداد و بدين مثابت نرسانيد هرچند كه فرشتهء مقرّب باشد ، چنان كه جبرئيل را با آن صورت نيكو كه رشك جنان است آفريد و اسرافيل را كه موكّل عرش عظيم الهى است و نور آفتاب در جنب نور عرش ناپديد است نورانى آفريد ولى نگفت كه آنها را نيكو صورتى دادم ! و در مورد خلق آدميان ، أَحْسَنُ الْخالِقِينَ * گفت كه او را از خاك تيره بركشيد و بدان منزلت رسانيد كه خود او را ستود ! [ آيات 9 - 7 ] ( تفسير لفظى ) 7 - هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ . او است خدائى كه فروفرستاد بر تو كتاب كه از آنها آيات استوار و تمام است و كه آنها معظم قرآن و مايهء دين‌داران و علم‌جويان است و ديگر آيه‌هاى به ظاهر بهم مانند ، كه در حقيقت غير از يك دگرند . اما كسانى كه