احمد بن محمد ميبدى
104
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
از چنگال دشمن رها و از مكمن غيب براى آنها فرستاد كه باعث دلگرمى و پيروزى آنان گرديد ! لطيفه : نوشتهاند كه اين تابوت ( صندوق عهد ) از چوب شمشاد زراندود شده به اندازهء سه گز در دو گز ! كه در آغاز نزد آدم بوده پس از آن به شيث و ابراهيم رسيده و از او به اسماعيل و اسحاق و از او به يعقوب و از او به موسى رسيد كه در حين رحلت عصاى خود را در آن نهاد و به يوشع بن نون سپرد تا آخر بدست داود رسيد ! شبلى گفت : از آنجا كه حقايق سرّ است ، پردهها گشودند و حجابها برداشتند تا بسى كارهاى غيبى بر ما كشف شد ، دوزخ را ديدم بسان اژدهائى غرّنده و شيرى درّنده كه به خلق مىيازيد و آنان را به دم در خود مىكشيد ، مرا ديد از من نصيب خواست ، من هرچه اعضا و جوارح داشتم به او دادم و باك نداشتم از سوختن آنكه بواسطهء سوز باطن خودم پرواى سوز ظاهرم نبود ! پير طريقت فرمود : همهء آتشها تن سوزد و آتش دوستى جان ، و با آتش جان سوز شكيبائى نتوان ! گر بسوزد گو بسوز و گر نوازد گو نواز * عاشق آن به ، كو ميان آب و آتش در بود شبلى گفت : چون نهاد و كالبد را به آتش دادم نوبت به دل رسيد ! از من دل خواست گفتم دربازم و باك ندارم ، ندا آمد ، اى شبلى دل را يله كن كه دل نه از آن تو است و در تصرّف تو ! دل در قبضهء تصرّف ما است ! اى شبلى اگر ناچار دل ، بايد سوخت دريغ باشد كه به اين آتش صورت بسوزى ، پس بارى به آتش عشق بسوز ! دل را تو به ناز عاشقى بريان كن * وانگاه نظر ز دل بسوى جان كن گر زانكه به راه پيشت آيد معشوق * اين جمله به پيش پاى او قربان كن ! [ آيات 254 - 253 ] ( تفسير لفظى ) جزو سوم : 253 - تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَيِّناتُ وَ لكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَ مِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَ لكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ ما يُرِيدُ . آن پيغمبران و فرستادگان بعضى را بر بعضى ديگر برترى داديم ! از آنها كسى است كه خدا با او سخن گفت ، و بعضى را به درجههاى بالاتر رسانيد و عيسى پسر مريم را روشنىها و معجزهها داديم و او را به روح پاك نيرو داديم ، و اگر خداى خواستى ايشان پس از آن باهم اختلاف و جنگ و كشتار نداشتند ، با آنكه نشانهها و معجزههاى درست به ايشان آمد ! و لكن مختلف شدند ! برخى از ايشان گرويدند و گروهى ديگر كافر شدند و اگر خداوند مىخواست اختلاف و قتال نمىكردند و لكن خداوند آن كند كه خواهد ( و مصلحت داند ) . 254 - يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ وَ الْكافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ . اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، از آنچه ما به شما روزى داديم انفاق كنيد پيش از آنكه روزى آيد كه نه خريدوفروش و نه دوستى و نه خواهش و نه سفارش ، سودى نداشته باشد و ( بدانيد كه ) ستمكاران همان كافرانند .