احمد بن محمد ميبدى

94

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

بر تو فرض كردم ، شوهر پرسيد بار الها ، هزينهء فرزند را چرا بعهدهء شوهر گذاردى ، و از زن ساقط كردى ؟ درصورتىكه فرزند ميان هر دو مشترك است ؟ فرمود : چون تو فرزند را در پشت حمل كردى با سبكى و راحتى تمام ، ولى او آن بار سنگين را به زحمت حمل و با سختى بر زمين نهاد ، ازاين‌رو نفقهء فرزند بر عهدهء تو قرار دادم تا هر دو حق تعادل شود ، شوهر پرسيد : هزينهء فرزند پس از شيرخوارگى و در بزرگى چرا بعهدهء شوهر تنها قرار دادى ؟ فرمود در جاى ديگر به تو عوض دادم كه چون فرزند بميرد به تو دو سوم و به مادر يك سوم سهم دادم ، يك سهم زيادى تو بابت نفقه است ، پرسيد در قرآن فرموديد مردان يك درجه بر زنان برترى دارند ! و با اين تساوى و تعادل كه دادى ، پس برترى مردان كجا است ؟ فرمود طلاق را بعهدهء تو قرار دادم كه هروقت بخواهى او را نگاه دارى و هروقت نخواهى با دليل او را رها كنى ! پس از آن خداوند از فقيهان و دانايان اسلام مىپرسد كه اين داورى و حكم چگونه است ؟ مىگويند حكم حكم خداوند است . [ آيات 232 - 229 ] ( تفسير لفظى ) 229 - الطَّلاقُ مَرَّتانِ فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسانٍ وَ لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئاً إِلَّا أَنْ يَخافا أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُناحَ عَلَيْهِما فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوها وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ . طلاق آشتىپذير دو گونه است يكى نگاه داشتن زن به رجوع كردن يا گسيل داشتن به نيكى ، و روا نيست كه آنچه به زن داده‌ايد پس از جدائى از او بازستانيد مگر آنكه بترسند كه آنان احكام خداى را كردن ننهند ، پس اگر بترسند كه حدهاى خدائى را به پا نمىدارند ، باكى ندارد كه آنچه داده‌اند باز خريد كنند و روا باشد كه زن ، خويشتن را به كابين خود از شوى باز خرد و جدا شود اين است حدود حكم الهى ، و كسانى كه از آن حدود درگذرند بر خود ستمكارانند . 230 - فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيما حُدُودَ اللَّهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُها لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ . پس اگر مرد زن را سه طلاق داد آن زن بر او حلال نمىشود و مرد نمىتواند رجوع كند مگر آنكه زن شوهر ديگرى كند و پس از طلاق گرفتن از شوهر دوم باكى نيست كه دو نفر باهم ازدواج كنند درصورتىكه بدانند كه حدود احكام خدا را بجا مىآورند ، اين است حدود احكام خداوند كه براى گروه دانايان بيان مىشود . 231 - وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لا تُمْسِكُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لا تَتَّخِذُوا آياتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتابِ وَ الْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ . چون زن را طلاق داديد و عدّهء او به سر رسيد پس او را بر زنى نگاه داريد يا او را به نيكوئى گسيل كنيد و بزيان او كارى نكنيد كه از حكم خداى تجاوز كنيد و پاى از پسند او فراتر نهيد ، و هركس اين كار را كند به خود ستم روا داشته است و دين خدا را به افسوس ( مسخره ) مگيريد ، و به ياد بياوريد نعمت او را بر شما و آنچه كه فروفرستاد براى شما از كتاب و حكمت كه بشما پند مىدهد ، و بپرهيزيد خدا را و تقوى پيشه كنيد و بدانيد كه خداوند بهر چيزى دانا است .