مؤلف مجهول
38
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
زندگانى حريصتر يا بى يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ يتمنى كل واحد منهم ان يعمر ان يعيش الف سنة و آرزو برد 37 هريكى ازيشان كه بزيدى هزار سال وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ و ما التعمير بمنجيه و مبعده من العذاب أَنْ يُعَمَّرَ ان يعيش الف سنة گفت چنان نيست اگر او خود هزار سال بزيد كه اين زندگانى مرو را از عذاب و پاىوه خداوند تعالى بخواهد رهانيد يا از دوژخ ايشان را دور خواهد كرد « 1 » وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ ( 90 ) خداوند تعالى دانا و بيناست به هرچه ايشان مىكنند قُلْ مَنْ كانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ اين جواب سؤاليست كه رييسى از آن جهودان كه او را عبد اللّه بن صوريا گفتندى به نزديك پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلم - آمد مرو را پرسيد و گفت : يا محمد ما را خبر دادهاند كه پيغامبر آخر الزمانى را ، خواب وى چگونه باشد . ما را خبر ده كه خواب تو چگونه است . پيغامبر گفت - صلّى اللّه عليه و سلّم - چشمهاى من اندر خواب باشد ، اما دلم بيدار باشد ، گفت : همچنين يافتيم اندر توريت . و خبر ده كه از مردم چند چيز از آب مرد باشد و چند اندام از آب زن باشد . پيغامبر گفت - صلّى اللّه عليه و سلّم - اما استخوان و پى و رگها از آب مرد باشد ، و گوشت و خون و ناخن و موى از آب زن باشد . ابن صوريا گفت : راست گويى . گفت چيست كه فرزند گروهى به پدرگان ماند و گروهى به مادرگان ؟ پيغامبر گفت : - صلّى اللّه عليه و سلم - هر كرا آب غلبه كند فرزند به كسهاى او ماند [ 30 ] گفت : راست گويى اكنون يك چيز ماند اگر بگويى ، بگروم به تو . مرا بگوى كه كدام فريشته آيد به نزديك تو ، پيغامبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - گفت كه جبريل آيد - عليه السّلام - وحى او آرد
--> ( 1 ) . حاشيه : و بخواهند رست .