مؤلف مجهول

35

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

توحيد ايزد تعالى و به نعت محمد - صلّى اللّه عليه و سلم - ، چرا اين را باطل مىشمريد ؟ و اين جهودان كه در وقت رسول بودند هيچ پيغامبر نكشته بودند اما چه آن پدرانشان كشته بودند ، اين جهودان بدان رضا مىدادند و هركه به فعل كسى رضا دهد او هم ازيشان باشد وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَيِّناتِ بالآيات البينات بالمعجزات النيرات و الدلالات الواضحات على صدق نبوته گفت به راستى و به خدايى ما كه موسى عليه السّلام آمد به سوى شما و آورد از خداوند تعالى به سوى شما معجزاتهايى ، كه آن جز از امارات پيغامبرى نباشد چنان چون چوبى كه از دست [ 27 ] او اژدها گشت و دستى را كه زير بغل اندر آوردى از آن نورى ساطع شدى چنان كه نور آفتاب را غلبه كردى و از پس آن معجزاتهاى ديگر چون طوفان و جراد و قمّل و آنچ بدين ماند ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ الها معبودا من بعده من بعد انطلاقه الى الجبل گفت از پس آن‌كه موسى عليه السّلام از شما غايب شد گوساله‌اى را به خدايى گرفتيد وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ ( 86 ) ضارّون لانفسكم شما خود را از زيان‌كاران كرديد و اين هم پدرانشان كرده بودند اما ايشان چون به فعل پدران راضى بودند ملامت ايشان را آمد وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ و اذكروا حين عاهدنا معكم و حلفناكم و اوثقنا عليكم بان آمنوا بنبىّ آخر الزّمان و بكتابه گفت ياد داريد كه ما با پدران شما عهدى بستيم و پيمانى با سوگند كه هرگز بر پيغامبر آخر الزمان شمشير نكشيد و او را نگاه داريد و يارى دهيد و بدوى بگرويد وَ رَفَعْنا فَوْقَكُمُ الطُّورَ اى قلعنا و حبسنا فوق رؤسكم الجبل و از جاى بركنديم كوهى بر مقدار لشكرگاهتان و آن بر سر شما بداشتيم تا تورية بپذيرفتيد « 1 » خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ اعملوا بما امرناكم بالجدّ و المواظبة گفتيم كه بگيريد و بپذيريد « 2 »

--> ( 1 ) . اصل : بپديرفتيد . ( 2 ) . اصل : بپديريد .