مؤلف مجهول

12

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

فريشته‌اى است مىترا بيازمايد ، كه تو حق مادر چگونه نگاه دارى . بازگرد و مران فريشته را بگوى كه چه فرمايى ، تا اين گاو را به چند فروشم . جوان به نزد فريشته باز آمد وز وى بپرسيد . فريشته گفت : بدان كه مرا خداى عز و جل فرستاده است تا بنگرم كه مادر خود را چون مطيع باشى . بازگرد و به نزد مادر شو و او را از من سلام كن و بگوى كه اين گاو ترا موسى بن عمران عليه السّلام خريدارى خواهد كرد ، مفروش تا پوست او را پر زر به تو ندهد و قصه تا به آخر . فَذَبَحُوها بسمل كردند آن را وَ ما كادُوا يَفْعَلُونَ ( 66 ) بخريدند آن را به پوست او پر زر ، و در اول نخواستند كه آن گاو را بخرند از گرانى بهاى آن ، و ديگر از بسيار اختلاف و آمد و شد كه اندران كردند نخواستند كه آن بخرند وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها اهل معانى گفته‌اند اين آيت اندر نبشتن و خواندن پس از آن آيت پيشين است اما اندر معنى پيش از آن بايد كه باشد ازيرا كه نخست كشتن بوده است ، پس خريدن گاو و بسمل‌كردن . اما ايزد تعالى اين پيشتر ياد كرد و آن را پستر ، و خواست او راست جل جلاله . اما قصه‌ى كشتن ، كلبى گويد : اندر بنى اسرايل مردى بود توانگر و او را عاميل گفتندى . دو عم‌زاده بود مرو را درويش ، و او مال بسيار داشت و به روايت وهب گفت يكى عم‌زاده بود مرو را درويش ، و او مال بسيار داشت و جز وى مرو را ميراث خوارى نبود ، شبى مرو را بكشت و او را به جايى برد و ميان قومى بيفگند و روز ديگر دست به گريستن برد و مردمان آن محلت را بگرفت كه عم‌زاده‌ى مرا شما كشتيد بر ايشان خصومت خون كرد . ايشان آمدند به نزد موسى عليه السّلام ، و گفتند كه از ايزد تعالى درخواه تا ما را پديد كند كه كشنده‌ى اين كيست . ايزد تعالى بفرمود مر ايشان را به كشتن گاوى بران صفت كه ياد كرديم .