مؤلف مجهول

مقدمه 40

تفسير قرآن پاك ( فارسى )

« بد چيزا اين كى ايشان خويشتن بدان فروختند » ( ص 47 ) ؛ « جبريل عليه السلم خويشتن آشكار كرد و به دو نمود » ( ص 74 ) . « از » و مركبات آن : « بى ازانك از كسى آموخته باشد » ( ص 62 ) ؛ « بى ازانك بريشان كشتن واجب آمد » ( ص 27 ) ؛ « نيست مر شما را يابندگان جز از خداى عز و جل كسى كه شغلهاى شما راست آرد » ( ص 52 ) ؛ « تا جز از بنى اسرائيل زنى بزنى نخواهد » ( ص 33 ) ؛ « ناخستون شدند بهر كتابى كه جز توريت بود » ( ص 26 ) ؛ « و آورد از خداوند تعلى بسوى شما معجزاتهايى كى آن جز از امارات پيغامبرى نباشد » ( ص 27 ) ؛ « از پس آن كى موسى عليه السلم از شما غايب شذ » ( ص 28 ) ؛ « از پس از ان بروزگارى اين مرد بسوى عيسى دوان آمد » ( ص 21 ) ؛ « گفت از پس مرگ موسى عليه السلم يك از پس ديگر پيغامبران فرستيديم » . باز : « آن بها و جمال باز به دو باز آمد و لشكر بنزد او گرد آمدند و باز بمملكت خويش باز رسيد » ( ص 41 ) . كى تا : « اين كس ما خواست كى تا او را بكشد ، جبريل او را برهانيد » ( ص 31 ) ؛ « با اين جهودان و ترساآن عهدى و پيمانى بسته آيد كى تا بگروند بدين پيغامبر » ( ص 32 ) ؛ « ايزد تعلى مر سليمن را عليه السلم فرمان چنان داده بود كى تا جز از بنى اسرائيل زنى بزنى نخواهد » ( ص 33 ) . او : استفهامى است و در آغاز جملات پرسشى آمده است . مثلا : « گفت او هر بارى كى با اين جهودان و ترساآن عهدى و پيمانى بسته آيد كى تا بگروند بدين پيغامبر آخر الزمان همى گروهى ازيشان آن فرمان را بجاى مانند و آن پيمان را شكنند » ( ص 32 ) ؛ « گفت يا جهودان او هربارى كى بسوى شما از من رسولى فرستيده آيد و پيغامبرى آيد كى آن شريعت او با شريعت شما موافق نيايد و با شما بمراد شما كار نكند ايشان را كشتن گيريد و دروغ‌زن كردن گيريد » ( ص 23 ) . « او » در تفسيرهاى قديم و ترجمه‌هاى قرآن مجيد غالبا ديده مىشود و ترجمهء واژهء استفهامى عربى « أ » و « هل » است . در ابتدا به صورت « او » بوده ، سپس به‌گونه‌هاى « ا » يا « ا » باقى ماند . چون فرهنگها از ذكرش خالىاند ، نمونه‌هايى چند