مؤلف مجهول
مقدمه 25
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
كردندش . » يا « پس يونس عليه السّلام بلب كشتى شد و خويشتن را به آب اندر افگند . خداى عز و جل آن ماهى را فرمود كه فرو برش . » اما اين شيوهء بلعمى در تفسير ما كمتر وجود دارد . به جاى آن در تفسير ما مواد و عناصرى كه مىتوان آن را قديمى به حساب آورد به حد كافى موجود است و اين تفسير مىتواند از لحاظ زبانى با شاهنامه و ترجمهء بلعمى پهلو زند . اكنون وقت آن رسيده است كه ويژگيهاى املايى و انشايى تفسير را به تفصيل مورد بررسى قرار دهيم . ابتدا به مسائل املايى مىپردازيم و ضمنا خصوصيات صرفى زبان را نيز بيان خواهيم كرد . املاء و رسم الخط پيش از اينكه وارد بحث حروف شويم ، به اعراب مىپردازيم . كاتب نسخه آيات را به خطّ كوفى نوشته و براى اين كار چهار مركّب مختلف به كار گرفته است : مشكى ، قرمز ، سبز و زرد . حروف و الفاظ را با جوهر مشكى ، اعراب را با جوهر قرمز ، تشديد و جزم و همزهها را با جوهر سبز و علامت آيه را با جوهر زرد نوشته است . براى اعراب گذارى بر خلاف شيوهء متداول امروزى روش متفاوتى برگزيده شده است . يعنى با مركّب قرمز نقطههاى مدوّر و درشت گذارده شده است . كاتب براى تمييز حركات مختلف در اندازهء نقطهها هيچ تفاوتى قائل نشده است . اين تفاوت فقط از سطح حرف معلوم مىشود . يعنى اگر نقطه بالاى حرف قرار دارد ، منظور از آن فتحه است و اگر زير حرف قرار دارد ، مفهوم كسره را دارد ؛ و اگر درست بالاى مركّب حرف گذارده شده ، مقصودش ضمّه است . براى تنوين دو نقطه روى يكديگر قرار دارد . اين شيوه ظاهرا از زبان سريانى گرفته شده است و تا قرن دوم هجرى پيشتر رواج پيدا نكرد ، زيرا مالك بن انس ( م 179 ه ) در تلاوت قرآن مخالف اعراب گذارى بود . كاتب نسخه براى جزم از علامت دائرهاى استفاده كرده است و تشديد را به شكل دائرهء امروزى گذارده است . علامت وقف و آيه به شكل نقطهء درشت