مؤلف مجهول
144
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
قصص الانبياء ، ص 114 ؛ الهىنامه ، ص 251 ؛ سمك عيار ، ج 3 ، ص 31 ؛ دارابنامه طرسوسى ، ج 1 ، ص 270 - 376 . ( 59 ) ص 87 ، س 8 خوابنيدن : خوابانيدن ، متعدى خوابيدن است كه در آن مصوت a به a بدل شده است در ترجمهء تفسير طبرى آمده : « و عثمان رضى اللّه عنه را بران در خوابنيدند » ( ص 1367 ) . در شاهنامه چنين است : همى كشت ازيشان و مىخوابنيد * بر او ناستاد هركش بديد ( شاهنامه ، ص 1527 ) نظير اين تغيير ، در افعال ديگرى چون : آگاهنيدن - جوشنيدن - روينيدن - هراسنيدن ديده شده است . آگاهنيدن : « و مردمان يمن را از اين حديث بياگاهنيد » . ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1068 ) جوشنيدن : « و در هريكى پارهاى روغن درانداختند و مىجوشنيدند » . ( اسرار التوحيد ، ص 171 ) خوارنيدن : « ما بخوارانيم آنكسى كه اگر بخواستى خداى ، بخوارنيدش » . ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1499 ) روينيدن : درخت آسان بود از بن بريدن * بريده باز نتوان روينيدن ( ويس و رامين ، ص 344 ) هراسنيدن : « و بهراسنيدن بدان دشمنان خداى را در دين » . ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 589 ) ( 60 ) ص 91 ، س 16 دوكانى : دوكان . دوكانى كه صورت ديگرى از دوكان است بسيار كم در متون ديده شده است . اينك شواهدى از اين طرز استعمال ، در سفرنامه چنين آمده است : « بر ميان آن دكانى نهاده است و آن دكانى از بهر آن كردهاند كه صخره بلند بوده است » ( سفرنامه ناصر خسرو ، ص 39 ) . در اسرار التوحيد چنين است : « و بر در سراى دوكانيها كشيده و جمعى مردم انبوه دست در كمر كرده و بر پاى ايستاده » ( اسرار التوحيد ، ص 363 ، س 1 ) . و يا اين مثال : « خادمى نيكوروى ديدم بران دوكانى نشسته » ( اسرار التوحيد ، ص 363 ، س 2 ) .