مؤلف مجهول
142
تفسير قرآن پاك ( فارسى )
مجيد ، ص 91 ؛ آداب الحرب و الشجاعه ، ص 353 - 372 - 373 - 498 . ( 55 ) ص 82 ، س 13 شكروفان ؛ و شايد شگروفان : زيان زدگان . متن چنين است : « فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ؛ ايشانند زيان زدگان شكروفان » . اين واژه به اين شكل در فرهنگها ديده نشد ، گمان مىرود كه اين واژه از مصدر « شگرفيدن : به سر درآمدن ستور » باشد . در السامى فى الاسامى آمده است : عثور : سكرفنده ، يعنى در سر افتده . اگر شكروفان را از اين مصدر بدانيم با معنى متن هم تقريبا سازگار است . ( 56 ) ص 84 ، س 17 يوبهگاه ، يوبان : به معنى آرزوگاه و آرزومند است . براى آگاهى بيشتر از شواهد اين واژه نگاه كنيد به : مجلهء يغما ، سال نهم - يوبه - نوشتهى استاد مينوى و كليله و دمنه ، ص 166 ، س 6 . ( 57 ) ص 85 ، س 7 خريد و فروخت : خريد و فروش . خريد و فروخت در قديم به جاى خريد و فروش به كار مىرفته است چنان كه فروختار « 1 » و فروشار « 2 » هردو به كار رفتهاند و يا فريفتكار « 3 » و فريبكار . گريختپا « 4 » و گريزپا ، ناشناخت « 5 » و ناشناس - نيمسوخت « 6 » و نيمسوز و نايافت « 7 » و ناياب . فردوسى گفته است : همى بود چندى خريد و فروخت * همى چشم هركس به رومى بدوخت ( ص 1613 ) در ترجمهء تفسير طبرى آمده است : « برويد سوى نماز و ياد كرد خداى و بگذاريد خريد و فروخت » ( ترجمهء تفسير طبرى ، ص 1871 ) . براى شواهد بيشتر از اين طرز استعمال نگاه كنيد به : ترجمهء تفسير طبرى ، ص 628 - 824 - 1118 ؛ تفسير قرآن كريم ، ص 41 ؛ ترجمهء تاريخ طبرى ، ص 127 ؛ قابوسنامه ، ص 170 ؛ لسان التنزيل ، ص 214 ؛ تفسير كمبريج ، ورق 72 - 137 - 183 - 309 - 310 ؛ بوستان ، ص 42 .
--> ( 1 ) . تاريخ بلعمى ، ص 168 . ( 2 ) . المعجم ، ص 222 . ( 3 ) . تاريخ بيهقى ، ص 60 . ( 4 ) . قصص قرآن مجيد ، ص 146 . ( 5 ) . سياستنامه ، ص 155 . ( 6 ) . ديوان خاقانى ، ص 179 . ( 7 ) . تاريخ بيهقى ، ص 579 - 607 - 612 .